دادهاند ؛ « 1 » چون مورد احاديث خصوص مكارى ، است و آن ، خالى از بعد نيست .
ششم : آن كه به حدّ ترخّص برسد .
پس قبل از وصول به حدّ ترخّص ، قصر نماز و افطار روزه ، جايز نيست .
و حدّ ترخّص ، آنجايى است كه صداى اذان آن محل به آنجا نرسد ، يا ديوار خانههاى او مخفى شود ؛ و عبرت در خفاى اذان بر اذان متعارف و هواى متعارف است .
و همچنان مراد به خفاى ديوارها ، عدم ظهور آنها بر نحوى است كه تميز توان داد ، و مجرّد ظهور سواد شهر اعتبارى ندارد .
و منقول از بعض علما اعتبار امرين است « 2 » .
و منقول از بعض ديگر ، خصوص خفاى اذان است « 3 » و دور نيست كه اين دو وجه متقارب به يكديگر باشند . ( 1 ) * پس تفاوت ظاهرى ما بين اين اقوال نخواهد بود .
و بعضى از علما اكتفا به مجرّد خروج از منزل نمودهاند « 4 » و آن ، ضعيف است :
هر چند بعض متأخّرين آن را تقويت نمودهاند « 5 » .
هامش
( 1 ) * بلكه فرق فيما بين ظاهر است ، و مراعات احتياط در محلّ اختلاف ، خوب است . ( محمّد باقر )
( 1 ) - محقّق حلّى در المعتبر ، ج 2 ، ص 472 .
( 2 ) - از آن جمله : محقّق حلّى در المعتبر ، ج 1 ، ص 473 ؛ علّامهى حلّى در اكثر كتب خود مثل ارشاد الاذهان ، ج 1 ، ص 275 و مختلف الشيعة ، ج 3 ، ص 110 ؛ شهيد اوّل در اكثر كتب خود مثل البيان ، ص 264 و الالفيّة ، ص 54 ؛ ابن فهد حلّى در المقتصر ، ص 94 ؛ محقّق ثانى در الرسالة الجعفرية ( رسائل المحقّق الكركى ، ج 1 ) ، ص 122 و حاشية الألفيّة ، ص 79 ؛ شهيد ثانى در المقاصد العلية ، ص 213 ؛ و . . . ر . ك : مفتاح الكرامة ، ج 10 ، ص 441 .
( 3 ) - شيخ مفيد در المقنعة ، ص 350 ؛ ابى الصلاح حلبى در الكافى ، ص 117 ؛ ابن فهد حلّى در الموجز الحاوى ( الرسائل العشر ) ، ص 119 .
( 4 ) - والد شيخ صدوق به نقل علّامهى حلّى در مختلف الشيعة ، ج 3 ، ص 110 .
( 5 ) - محدّث بحرانى در الحدائق الناضرة ، ج 11 ، ص 412 .