و بعضى در اينجا نيز قايل به تخيير شدهاند « 1 » .
و اظهر ، قول به لزوم قصر است در چهار فرسخ مطلقا ، چه در آن روز رجوع نمايد يا روز ديگر ، هرگاه قاطع سفر در بين به عمل نيايد .
و اگر همان روز رجوع نمايد ، شبهه در قصر نمىباشد ، و احتياجى به جمع بين القصر و التمام نيست .
و اگر رجوع را روز ديگر نمايد ، احوط جمع بين القصر و الاتمام است .
دويم : آن كه قطع مسافت مذكوره ، مقصود او بوده باشد ؛ پس اگر بدون قصد ، آن را قطع نمايد ، نماز را تمام مىكند ؛ چنانچه - مثلا - در طلب گريخته ، از شهر بيرون رود و نداند كه به قدر مسافت ، قطع خواهد نمود يا نه ؛ پس هر چند به قدر مسافت قطع نمايد ، نماز را تمام مىكند .
و هرگاه در بين راه قصد مسافت نمايد ، از آنجا كه قاصد شده ، بنا را بر قصر مىگزارد .
پس بنابر مختار ، هرگاه در بين راه ، قصد چهار فرسخ رفتن و چهار فرسخ برگشتن را نمايد ، نماز را قصر مىكند ، و اگر كمتر از چهار فرسخ را قصد نمايد ؛ ليكن با ضمّ آن به برگشتن به قدر هشت فرسخ شود - چنانچه مثلا چهار فرسخ بدون قصد برود ، و در آنجا قاصد دو فرسخ ديگر باشد ، كه با ضمّ آن به برگشتن ، هشت فرسخ شود - در حكم آن ، تأمّل است ، و در آن چند وجه است :
اوّل : مختار جمعى است بلكه بعض علما شهرت را بر آن نقل نموده « 2 » و آن ،
هامش
( 1 ) - شيخ صدوق و شيخ طوسى به نقل شهيد اوّل در ذكرى الشيعة ، ج 4 ، ص 293 - 294 و ر . ك : مفتاح الكرامة ، ج 10 ، ص 339 - 338 و مستند الشيعة ، ج 8 ، ص 192 .
( 2 ) - ر . ك : رياض المسائل ، ج 4 ، ص 340 ؛ جواهر الكلام ، ج 14 ، ص 231 ( طبع دار الكتب الاسلاميه ) .