و آن ، خالى از بعد نيست .
مسأله : هرگاه كسى نماز را منفردا به جا آورد ، و بعد جماعتى منعقد شود ، يا وارد جماعتى شود ، سنّت است كه آن نماز را به جماعت ، اعاده نمايد ، تا فضيلت جماعت را دريابد .
و هرگاه امام ، نماز خود را فرداى به جا آورده ، و مأموم فريضه را ادا نكرده باشد ، سنّت است كه او نماز خود را به جماعت اعاده نمايد ، تا فضيلت جماعت را ، او و مأموم ادراك نمايند .
و همچنان است هرگاه مأموم ، نماز را گزارد ، و امام نماز نكرده باشد ، پس از براى مأموم ، مستحبّ است كه نماز را اعاده نمايد ، تا نماز او و امام ، به جماعت واقع شود .
و هرگاه امام ، نماز را به جماعت گزارده باشد ، و مأموم نماز نكرده يا به عكس ، در استحباب اعاده - به جهت آن كه نماز ديگرى به جماعت واقع شود - احتمالى هست ، و بعضى به آن قايل شدهاند « 1 » و مستند آن واضح نيست .
[ نماز سفر ]
فصل شانزدهم : در بيان نماز مسافر است ، و در آن چند بحث است :
بحث اوّل : در بيان حكم نماز در سفر است .
بدان كه فريضهء چهار ركعتى در سفر - به شروطى كه بيان خواهد شد - قصر مىشود ؛ يعنى دو ركعت آخر آن ، ساقط و دو ركعت اوّل ، ادا مىشود ، و نماز مغرب و صبح بر حال خود باقى است ؛ پس هفده ركعت نماز شبانهروزى كه در حضر
هامش
( 1 ) - شهيد اوّل در الدّروس الشرعيّة ، ج 1 ، ص 223 ؛ شهيد ثانى در روض الجنان ، ج 2 ، ص 989 .