مسأله : هرگاه كسى وارد جماعت شود ، و امام در ركوع باشد ، و اگر خود را متّصل به صف كند ، ركوع از او فوت شود ، يا خوف فوت ركوع در آن باشد ، از همانجا كه هست ، اقتدا مىنمايد ، و در ركوع ، خود را متّصل به صف مىكند .
و هرگاه امام به سجده رود ، و هنوز به صف نرسيده باشد ، در محلّ خود ، سجده مىنمايد . بعد از آن كه برخاست ، به صف ملحق مىشود .
و بعضى طمأنينهى ذكر ركوع را به اين سبب ، ساقط دانستهاند . « 1 » پس در حال ذكر ، به جانب صف مىرود ، تا ملحق به صف شود .
و استفادهى آن از حديث ، محلّ تأمّل است ؛ پس حكم به سقوط طمأنينه ، صورتى ندارد ؛ بلكه در حال ركوع ، خود را ملحق به صف نموده ، ذكر را بعد از استقرار ، به جا آورد .
و هرگاه امام به سجده رود ، و وصول او به صف ، ممكن نشود ، طمأنينه را به عمل آورده ، ذكر واجب را ادا نمايد ، و به طريق مذكور خود را به صف ، ملحق نمايد .
و ظاهر احاديث وارده در اين مقام « 2 » ، جريان حكم مذكور است در صورتى كه ما بين مأموم و صف ، فاصلهء طويل باشد ؛ بلكه ظاهر آنها ، فرض مسأله در صورت تحقّق فاصلهء طويل است .
و بعضى از علما در اين صورت ، منع از اقتدا نموده ، حكم مذكور را مختصّ صورتى دانستهاند كه فاصلهء طويل ، كه مانع از اقتدا باشد ، حاصل نبوده باشد « 3 »
هامش
( 1 ) - ر . ك : الحدائق الناضرة ، ج 11 ، ص 237 .
( 2 ) - ر . ك : وسائل الشيعة ، ج 8 ، ص 384 ، ابواب صلاة الجماعة ، باب 46 .
( 3 ) - از آن جمله : شهيد اوّل در ذكرى الشيعة ، ج 4 ، ص 455 ؛ فاضل مقداد در التنقيح الرائع ، ج 1 ، ص 277 ؛ محقّق ثانى در جامع المقاصد ، ج 2 ، ص 502 ؛ شهيد ثانى در مسالك الافهام ، ج 1 ، ص 319 و در حاشيه مختصر النافع ، ص 48 [ و فيه . به شرط أن لا يكون المشى كثيرا عادة ] .