نمايد ، قرائت از او ، ساقط است مطلقا ، و اگر ركعت دويم را ادراك كند ، در آن ركعت ، قرائت بر او نيست و در ركعت دويم خود ، كه سيّم امام است ، بايد قرائت نمايد ؛ هر چند امام در ركعت سيّم ، قرائت حمد نمايد ؛ چه ، آن مجزى از مأموم نيست ، و متحمّل از او نمىشود .
و هرگاه امام را در ركعت سيّم يا چهارم ، ادراك نمايد ، بر مأموم ، لازم است كه در دو ركعت اوّل خود ، قرائت نمايد ، و تأخير قرائت به دو ركعت آخر ، كه آخر نماز را اوّل آن قرار دهد ، جايز نيست .
و جمعى از متأخّرين علما ، قرائت را بر مأموم در اين صور واجب ندانستهاند .
و بعضى تصريح به استحباب آن نمودهاند « 1 » و آن ، ضعيف است .
و بايد قرائت را به اخفات نمايد ؛ هر چند در نماز جهرى باشد .
بلى ، هرگاه ركعت آخر را ادراك نمايد ، در ركعت دويم كه منفرد است ، بايد وظيفهى منفرد را از جهر و اخفات مرعى دارد .
و هرگاه نتواند حمد و سوره را تمام نمايد ، و خوف سر برداشتن امام ، از ركوع باشد ، حمد را به اتمام رسانيده ، به قدر ممكن از سوره ، اقتصار نمايد ، و هرگاه سوره ممكن نشود ، به حمد اقتصار نمايد .
و هرگاه حمد را نتواند تمام نمايد ، اقتصار ، بر قدر مقدور از آن مىنمايد ؛ چنانچه از بعض روايات ، ظاهر مىشود « 2 » .
و بعضى احتمال دادهاند كه قرائت را تمام نموده ، در سجود به امام
هامش
( 1 ) - از آن جمله : ابن ادريس حلّى در السرائر ، ج 1 ، ص 286 ؛ علّامهى حلّى در مختلف الشيعة ، ج 3 ، ص 85 ؛ شهيد اوّل در النفليّة ، ص 141 ؛ شهيد ثانى در الفوائد الملية ، ص 302 ، محقّق اردبيلى در مجمع الفائدة و البرهان ، ج 3 ، ص 327 ؛ سيد محمّد عاملى در مدارك الاحكام ، ج 4 ، ص 383 .
( 2 ) - ر . ك : وسائل الشيعة ، ج 8 ، ص 386 ، ابواب صلاة الجماعة ، باب 47 .