و همچنين مانعى از امامت كر نيست ، و بعضى از علماى عامّه از آن منع نمودهاند .
و مانعى از امامت كور نيست ، و ظاهرا خلافى بين العلما ، در آن نيست .
و علّامه در موضعى از تذكره « 1 » ، نسبت به اكثر ، منع از امامت آن را دادهاند ، و ظاهرا سهو القلم باشد .
و همچنان مانعى از امامت ارباب مكاسب دنيّه - چون حمّال و كودكش و نحو آنها - هرگاه متديّن باشند ، نيست .
[ احكام نماز جماعت ]
بحث سيّم : در بيان احكام نماز جماعت است .
و آن ، چند چيز است :
اوّل : نيّت اقتدا به امام معيّن است ، چنانچه در شرايط گذشت .
دويم : ترك قرائت است در دو ركعت اوّل .
امّا در نماز جهرى ، پس شبههاى در سقوط آن نيست ، هرگاه قرائت امام را بشنود ، هرچند به قدر همهمه باشد ؛ و با عدم سماع همهمه نيز ساقط است ؛ ليكن قرائت نمودن او سنّت است .
و در نماز اخفاتى ، بعضى از علما ، قرائت حمد به تنهايى را نسبت به او سنّت دانسته ، و تسبيح و تحميد را نيز جايز « 2 » .
و قول به تحريم قرائت ، در اين صورت نيز خالى از قوّت نيست .
و در بعض احاديث معتبره وارد شده است كه در حال قرائت امام ، در نماز
هامش
( 1 ) - در تذكره يافت نشد . ر . ك : منتهى المطلب ، ج 5 ، ص 384 .
( 2 ) - شيخ طوسى در النهاية ، ص 113 و المبسوط ، ج 1 ، ص 158 .