و بعضى از علما منع را تخصيص به لحنى دادهاند كه باعث تغيير معنى بشود « 1 » و آن ، خالى از ضعف نيست .
و بعضى از علما امامت او را مطلقا تجويز نمودهاند « 2 » ؛ چه ، نماز او با عدم تقصير در تعلّم ، صحيح است . پس اقتدا به نماز صحيح نموده است .
و آن ، خالى از بعد نيست ( 1 ) * ؛ چه ، مجرّد صحّت نماز ، نسبت به امام ، كفايت در جواز قدوه نمىنمايد ، و الّا بايست اقتداى غير اخرس به اخرس ، جايز باشد .
و هرگاه لحن او در اذكار واجبه باشد ، در مانع بودن آن ، از قدوهى قادر به او ، تأمّل است .
و آنچه مذكور شد ، در صورتى است كه زبان او مؤوّف باشد ، و قابل تعلّم نباشد ، يا اين كه قابليّت داشته باشد ؛ ليكن وقت ، وفا نكند .
و هرگاه مقصّر در تعلّم باشد ، نماز او در وسعت وقت ، باطل است ، و اگر در ضيق وقت باشد ، به جهت انتفاى صفت عدالت ، اقتداى به او جايز نيست .
و امامت بنده جايز است ، چه نسبت به اهل خود يا غير ايشان .
و از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مروىّ است كه بنده امامت نكند مگر اهل خود را « 3 » .
و به آن جهت ، شيخ طوسى فرموده است كه احوط آن است كه غير اهل خود را امامت نكند « 4 » . و حديث مذكور ضعيف است .
هامش
( 1 ) * بلكه خالى از قوّت نيست و در اخرس به دليل منع رسيد . ( محمّد باقر )
( 1 ) - ابن ادريس حلّى در السرائر ، ج 1 ، ص 288 .
( 2 ) - شيخ طوسى در المبسوط ، ج 1 ، ص 153 .
( 3 ) - التهذيب ، ج 3 ، ص 29 ، ح 101 ؛ وسائل الشيعة ، ج 8 ، ص 326 ، ح 4 ، باب 16 ، ابواب صلاة الجماعة .
( 4 ) - النهاية ، ص 105 و 112 .