و جمعى ديگر ، امامت آنها را مكروه دانستهاند « 1 » .
و بعضى امامت آنها را از براى امثال خود ، جايز دانستهاند ، نه از براى سايرين « 2 » .
و بعضى ديگر امامت ايشان را در نماز جمعه و عيدين منع نموده ، و در غير آن مكروه دانستهاند « 3 » .
و قول ثانى ، نظر به ملاحظهى اخبار ، خالى از قوّت نيست . « 4 »
ششم : آن است كه حلالزاده باشد . يعنى ولد الزنا نباشد .
و بعضى اجماع را بر عدم جواز امامت او نقل نمودهاند « 5 » ؛ ليكن قول به كراهت امامت او را شهيد رحمه اللّه نقل نموده ، و گفته است كه باكى به آن نيست . « 6 »
هفتم : آن است كه محدود به حدّ شرعى نشده باشد ؛ هر چند تايب از آن معصيت گرديده ، متّصف به صفت عدالت شده باشد ، بنابر مختار بعضى از علما « 7 » .
هامش
طوسى در الخلاف ، ج 1 ، ص 561 و المبسوط ، ج 1 ، ص 155 ؛ ابى الصلاح حلبى در الكافى ، ص 143 ؛ قاضى ابن برّاج در شرح جمل العلم و العمل ، ص 117 ؛ ابن زهره در غنية النزوع ، ص 88 .
( 1 ) - شيخ طوسى در التهذيب ، ج 3 ، ص 27 و استبصار ، ج 1 ، ص 423 ؛ شهيد اوّل در البيان ، ص 232 و اللمعة ، ص 47 ؛ شهيد ثانى در روض الجنان ، ج 2 ، ص 980 و ر . ك : مدارك الاحكام ، ج 4 ، ص 368 - 369 .
( 2 ) - از آن جمله : شيخ طوسى در المبسوط ، ج 1 ، ص 155 ؛ قاضى ابن برّاج در مهذّب ، ج 1 ، ص 80 ؛ ابن زهرهى حلبى در غنية النزوع ، ص 88 .
( 3 ) - شيخ مفيد در المقنعة ، ص 163 ؛ ابن ادريس حلّى در السرائر ، ج 1 ، ص 280 .
( 4 ) - ر . ك : وسائل الشيعة ، ج 8 ، ص 323 - 325 ، باب 15 از ابواب صلاة الجماعة .
( 5 ) - از آن جمله : سيد مرتضى در انتصار ، ص 158 ؛ شيخ طوسى در الخلاف ، ج 1 ، ص 548 ؛ ابن زهره حلبى در غنية النزوع ، ص 88 و ر . ك : كفاية الاحكام ، ج 1 ، ص 145 .
( 6 ) - ذكرى الشيعة ، ج 4 ، ص 103 .
( 7 ) - سيد مرتضى در جمل العلم و العمل ( رسائل الشريف المرتضى ، ج 3 ) ص 39 ؛ ابى الصلاح