بعضى مورد خلاف است :
اوّل : بلوغ است ، بنابر مشهور بين الاصحاب .
و جمعى امامت صبىّ مميّز را تجويز نمودهاند ، « 1 » نظر به بعض احاديث دالّ بر آن « 2 » .
و در حديث موثّق وارد است كه او امامت مىنمايد ، هرگاه ده سال داشته باشد « 3 » .
و قول به جواز ، نظر به مقتضاى اين احاديث ، محلّ اشكال است ، و آنچه بعد مذكور مىشود از اشتراط عدالت در امام ، منافى با آن است ، مگر آن كه اعتماد و وثوق را در طفل نيز اعتبار نمايند ، چنانچه مواظب بر وظايف طاعات ؛ و مجانب از مناهى و منكرات باشد .
و اين شرط ، در كلام مجوّزين نيست ، و مع ذلك ، حصول وثوق شرعى به او ، به مجرّد آن ، محلّ تأمّل است .
و بعضى امامت او را در نماز سنّتى كه به جماعت توان نمود ، تجويز نمودهاند « 4 » و آن بخصوصه ، مستند ظاهرى ندارد .
و احتمال مذكور در صورتى است كه فعل صبىّ مميّز را شرعى دانيم ،
و بنابر قول به تمرينى بودن آن ، بىشبهه اقتداى به او ، صورتى ندارد ؛
و على الوجهين در جواز اقتداى مثل او به او ، ظاهرا مانعى به نظر نمىآيد .
هامش
( 1 ) - ر . ك : مفتاح الكرامة ، ج 8 ، ص 249 - 253 .
( 2 ) - ر . ك : وسائل الشيعة ، ج 8 ، ص 321 - 323 ، ح 3 - 5 - 8 ، باب 14 ، ابواب صلاة الجماعة .
( 3 ) - موثّقهى سماعة بن مهران . الفقيه ، ج 1 ، ص 358 ، ح 1571 ؛ وسائل الشيعة ، ج 8 ، ص 322 ، ح 5 ، باب 14 ، ابواب الصلاة الجماعة .
( 4 ) - علّامهى حلّى در قواعد الاحكام ، ج 1 ، ص 313 ؛ شهيد اوّل در الدّروس الشرعيّة ، ج 1 ، ص 219 ؛ ذكرى الشيعة ، ج 4 ، ص 386 .