پس با تقدّم ، اقتداى او جايز نيست . و اگر مساوى با امام باشد ، يا مؤخر از او ، على المشهور بين الاصحاب مانعى ندارد مطلقا « 1 » .
و بعض علما با انفراد مأموم ، هرگاه مرد باشد ، تساوى را واجب ، و با تعدّد ، تأخّر را واجب دانستهاند « 2 » .
و آن ، خالى از ضعف نيست ، و با تعدّد ، مشهور ، استحباب تأخّر است « 3 » .
و تأخّر ، حاصل مىشود به تأخير عقب پاى او از عقب پاى امام ، هر چند سر انگشتان او مساوى با سر انگشتان امام باشد .
و هرگاه امام ، ضعيفاندام ، و مأموم ، قوى هيكل باشد ، چنانچه با تأخّر عقب او از امام ، انگشتان او مقدّم بر انگشتان امام باشد ، اكتفا در صدق تأخّر او از امام به مجرّد تأخّر عقب او نمىشود ، و بايد چنين بايستد كه عرفا او را مساوى يا متأخّر از او گويند .
ششم : آن است كه نيّت اقتدا به امام معيّن نمايد .
پس اگر نيّت اقتدا نكند ، نماز او منفرد واقع مىشود ، و احكام جماعت بر او جارى نمىشود .
و اگر نيّت اقتدا به امام معيّن نكند ، چنانچه دو امام در آنجا باشند ، و او اقتدا به احدهما اجمالا نمايد ، نيز اقتداى او واقع نمىشود ، و منفرد خواهد بود ، پس به طريق منفرد ، نماز را به جا آورد ، و احوط آن است كه آن نماز را تمام نموده ، اعاده نمايد .
هامش
( 1 ) - ر . ك : روض الجنان ، ج 2 ، ص 987 ؛ مسالك الافهام ، ج 1 ، ص 308 ؛ كفاية الاحكام ، ج 1 ، ص 149 ؛ مجمع الفائدة و البرهان ، ج 3 ، ص 283 .
( 2 ) - ابن جنيد اسكافى به نقل علّامهى حلّى در مختلف الشيعة ، ج 3 ، ص 89 .
( 3 ) - ر . ك : تذكرة الفقهاء ، ج 4 ، ص 244 ؛ منتهى المطلب ، ج 6 ، ص 248 ؛ رياض المسائل ، ج 4 ، ص 323 .