سيّم : آن است كه مأموم ، از امام يا مأمومى كه متّصل به امام باشد - و لو بالوسائط - دور نبوده باشد ؛ پس اگر دور باشد ، اقتدا جايز نخواهد بود .
و مشهور بين الاصحاب ، در صدق دورى ، رجوع به عرف است « 1 » .
و بعضى از قدما ، اعتبار نمودهاند كه بعد بينهما آن قدر نباشد كه به يك گام نتوان قطع نمود ؛
و گفتهاند كه دورى ما بين صفها بايد زايد بر يك گام نباشد « 2 » .
و ظاهر حديث صحيح ، دلالت بر آن دارد « 3 » و به آن جهت ، جمعى از متأخّرين علما به آن قايل شدهاند « 4 » و مراعات آن ، احوط است ؛ و ديگران آن را حمل بر استحباب نمودهاند « 5 » .
و بنابر اعتبار مقدار مذكور ، پس عبرت به ما بين موقف صفّين است ، يا محلّ سجدهى صف متأخّر و موقف صف متقدّم ؟ در آن نيز خلاف است « 6 » :
و اظهر ، وجه ثانى ، و احوط ، اوّل است .
چهارم : آن است كه مكان امام ، بلندتر از مكان مأموم ، به قدر معتدّ به نبوده باشد .
پس اگر بلندتر باشد ، مأموم به او اقتدا نمىتواند نمود ، و هرگاه به قدر قليلى -
هامش
( 1 ) - ر . ك : مختلف الشيعة ، ج 3 ، ص 83 ؛ التنقيح الرائع ، ج 1 ، ص 272 .
( 2 ) - ابى الصلاح حلبى در الكافى ، ص 164 ؛ ابن زهره حلبى در غنية النزوع ، ص 88 .
( 3 ) - صحيحهء زراره . الكافى ، ج 3 ، ص 385 ، ح 4 ؛ وسائل الشيعة ، ج 8 ، ص 410 ، ح 2 ، باب 62 ، ابواب صلاة الجماعة .
( 4 ) - ر . ك : اشارة السبق ، ص 96 و مفتاح الكرامة ، ج 10 ، ص 48 .
( 5 ) - ر . ك : تذكرة الفقهاء ، ج 4 ، ص 254 ؛ مستند الشيعة ، ج 8 ، ص 70 ؛ رياض المسائل ، ج 4 ، ص 214 .
( 6 ) - ر . ك : مستند الشيعة ، ج 8 ، ص 66 .