و بعضى تفصيل ما بين اشتغال او در آن حال به قرائت ، يا ذكرى از اذكار نماز ، و عدم آن دادهاند . « 1 » پس در صورت اشتغال ، باطل ، و با عدم اشتغال ، صحيح دانستهاند .
و اظهر ، قول ثانى است ؛ ليكن هرگاه اشتغال او در آن حال به قرائت يا ذكر ، منشأ ترك جواب شود ، و بر فرض عدم اشتغال به آن ، لا محاله متصدى جواب مىشد ، حكم به صحّت ، محلّ اشكال است .
و هرگاه پيش از شروع به نماز ، بر او سلام كند و او در آن حال ، جواب را ترك نموده ، مشغول نماز شود ، احتمالات مذكوره در آن نيز جارى است ، و اظهر نيز آن است كه مذكور شد .
و هرگاه قبل از شروع به نماز بر او سلام كنند ، در جواز دخول او به نماز ، بدون آن كه مخلّ به فوريّت باشد ، تأمّل است ، و صحّت نماز او ، خالى از اشكال نيست .
بلى ، هرگاه بانى ، بر ترك جواب باشد ، [ مانند ] مسألهى سابقه است كه اشاره به احتمالات آن شد .
دويم : آن است كه اتيان به آن در نماز مستحبّ است .
و آن ، چند چيز است :
از آن جمله تحميد است ، و صلوات بر محمّد و آل محمّد عليهم السّلام فرستادن نزد عطسه نمودن ، يا شنيدن عطسهء غير .
ابو بصير به خدمت حضرت صادق عليه السّلام عرض نمود كه بشنوم عطسه ، و حال آن
هامش
العشر ] ، ص 86 ؛ محقّق ثانى در جامع المقاصد ، ج 2 ، ص 357 ؛ شهيد ثانى در روض الجنان ، ج 2 ، ص 906 ؛ محقّق نراقى در مستند الشيعة ، ج 7 ، ص 73 .
( 1 ) - علّامهى حلّى در مختلف الشيعة ، ج 2 ، ص 203 ؛ سيد محمّد عاملى در مدارك الاحكام ، ج 3 ، ص 475 .