و هرگاه به يك صيغه ، سلام بر مصلّى و غير مصلّى نمايند ، و آن ديگرى جواب نگويد ، جواب بر مصلّى ، معيّن است .
و ظاهر اين است كه مصلّى از اوّل ، متصدّى جواب مىتواند شد ، و انتظار جواب دادن او بر وى ، لزومى ندارد .
و بعضى از علما جواب دادن مصلّى را بعد از جواب دادن ديگرى نيز جايز دانستهاند « 1 » ؛ چه ، جواب در اين صورت ، سنّت است ، و آن در اين مقام ، محلّ اشكال است .
و در جواب سلام در نماز ، لازم نيست كه قصد قرآن نمايد ، چنانچه رد را به صيغهء « سلام عليكم » يا « السّلام عليك » نمايد ؛ بلكه به قصد ردّ تحيّت مىنمايد .
و ظاهر بعض علما آن است كه بايد قصد قرآن نمايد « 2 » و آن ضعيف است ؛ بلكه هرگاه قصد قرآن نمايد ، در حصول جواب به آن ، اشكال است .
و هرگاه جواب سلام را در نماز ، عمدا ترك نمايد ، در صحّت نماز او خلاف است « 3 » .
بعضى نماز را مطلقا باطل دانستهاند « 4 » .
و بعضى مطلقا صحيح مىدانند « 5 » .
هامش
( 1 ) - شهيد اوّل در ذكرى الشيعة ، ج 4 ، ص 27 ؛ محقّق ثانى در جامع المقاصد ، ج 2 ، ص 357 ؛ شهيد ثانى در مسالك الافهام ، ج 1 ، ص 232 .
( 2 ) - محقّق حلّى در المعتبر ، ج 2 ، ص 264 ؛ علّامهى حلّى در منتهى المطلب ، ج 5 ، ص 317 - 318 .
( 3 ) - ر . ك : مفتاح الكرامة ، ج 8 ، ص 143 - 146 ؛ مستند الشيعة ، ج 7 ، ص 73 .
( 4 ) - ر . ك : جامع المقاصد ، ج 2 ، ص 357 .
( 5 ) - شهيد اوّل در الدّروس الشرعيّة ، ج 1 ، ص 186 ؛ ابن فهد حلّى در الموجز الحاوى [ الرسائل