جمعى مبطل بودن آن را مخصوص عمد دانستهاند « 1 » .
و بعضى از علما ، آن را تقييد به صورت عمد نكردهاند « 2 » .
و ظاهر آن ، شامل عمد و غير آن است ؛ و آن ، خالى از تأمّل نيست .
و قول به اختصاص آن به صورت عمد ، خالى از وجه نيست .
و هرگاه در گريه ، بىاختيار باشد ، در حصول ابطال به آن نيز اشكال است .
و بعضى از علما تصريح به ابطال نمودهاند « 3 » و [ آن ] خالى از قرب نيست .
بلى ، هرگاه وقت تنگ باشد و بدون گريه نتواند نماز گزارد ، قول به صحّت ، خالى از قوّت نيست .
و بدان كه بعضى از علما تصريح نمودهاند كه گريهى باعث بطلان نماز آن است كه با صدا باشد ، و امّا مجرّد ريختن اشك ، پس آن مبطل نماز نيست « 4 » و ظاهر حديث وارد در مسأله ، مطلق است ؛ و احوط ، اجتناب از آن است مطلقا .
ششم : فعل كثيرى است كه ماحى صورت نماز نباشد ، و معروف بين الاصحاب آن است كه آن عمدا مبطل نماز است ، و سهوا مبطل نيست « 5 »
و مستند حكم مذكور بر سبيل اطلاق ، خالى از اشكال نيست .
و در تفسير فعل كثير ، در كلمات علما اضطراب است .
هامش
( 1 ) - ابى الصلاح حلبى در الكافى ، ص 120 ؛ ابن زهره در غنية النزوع ، ص 111 ؛ ابن حمزه در وسيله ، ص 97 .
( 2 ) - شيخ طوسى در المبسوط ، ج 1 ، ص 118 ؛ قاضى ابن برّاج در مهذّب ، ج 1 ، ص 154 ؛ قطب الدين كيدرى در اصباح الشيعة ، ص 79 .
( 3 ) - علّامهى حلّى در منتهى المطلب ، ج 5 ، ص 296 ؛ شهيد اوّل در ذكرى الشيعة ، ج 4 ، ص 11 و محقّق ثانى در فوائد الشرائع ، ص 170 ؛ شهيد ثانى در روض الجنان ، ج 2 ، ص 889 .
( 4 ) - شهيد ثانى در روض الجنان ، ج 2 ، ص 890 ؛ سيد محمد عاملى در مدارك الاحكام ، ج 3 ، ص 466 .
( 5 ) - ر . ك : مفتاح الكرامة ، ج 8 ، ص 89 - 92 .