تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله صلاتيه (فارسى) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
و بعضى گفته‌اند كه آن ، خنده‌اى است كه مشتمل بر قهقهه باشد « 1 » . و ثبوت حكم در اخير ، محلّ اشكال نيست ؛ چنانچه در جواز تبسّم در نماز نيز اشكالى نيست . و از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مروىّ است كه : « قطع نمىكند نماز را تبسّم ، و قطع مىنمايد آن را قهقهه » « 2 » . و نحو آن مروىّ است از حضرت صادق عليه السّلام « 3 » . و در خنده‌اى كه ما بين اين دو قسم باشد ، اشكال است ، و از آن جمله خنده‌اى است كه شدّت داشته باشد ، و او را تكان دهد ؛ ليكن خوددارى نمايد كه صداى او ظاهر نشود . و بسا باشد كه از احاديث « 4 » ، ابطال ما عداى تبسّم را استفاده توان نمود ( 1 ) * و اين ، مؤيّد كلام شهيد ثانى رحمه اللّه است ، بنابر آنكه تبسّم را از خنده ، خارج دانيم . و ظاهر روايات ، عدم فرق ما بين عمد و سهو و نسيان است ؛ ليكن معروف بين الاصحاب اختصاص آن به صورت عمد است . و اجماع علما را نقل نموده‌اند بر عدم ابطال آن در صورت سهو « 5 » ، و اطلاق روايات را به آن ، تخصيص مىتوان داد .
هامش
( 1 ) * اين حكم و حكم سابق احوط است . ( محمّد باقر ) ( 1 ) - جوهرى در صحاح ، ج 6 ، ص 249 . ( 2 ) - خصال ، ص 629 ؛ جامع احاديث الشيعة ، ج 6 ، ص 223 ، ح 2 ، باب 13 ، ابواب ما يقطع الصلاة و ما لا يقطع . ( 3 ) - الفقيه ، ج 1 ، ص 240 ، ح 1062 ؛ وسائل الشيعة ، ج 7 ، ص 251 ، ح 4 ، باب 7 ، ابواب قواطع الصلاة . ( 4 ) - ر . ك : وسائل الشيعة ، ج 7 ، ص 250 - 251 ، باب 7 ، ابواب قواطع الصلاة . ( 5 ) - ر . ك : المعتبر ، ج 2 ، ص 254 ؛ تذكرة الفقهاء ، ج 3 ، ص 285 ؛ ذكرى الشيعة ، ج 4 ، ص 12 ؛ روض الجنان ، ج 2 ، ص 888 ؛ مفاتيح الشرائع ، ج 1 ، ص 172 .