و صورت نسيان ، دور نيست كه ملحق به سهو باشد ؛ چنانچه مثلا ، سلام بىموقع دهد و قهقهه به عمل آورد ، بعد معلوم او شود كه سلام ، بىموقع بوده ، بدون آن كه منافى ديگر ، به عمل آورد .
و هرگاه خنده بر او غالب شود ، و از روى اضطرار خنده نمايد ، در بطلان نماز به آن ، تأمّل است .
و بعضى از علما احتمال الحاق آن را به صورت سهو دادهاند « 1 » .
و مختار جمعى ، الحاق آن به عامد است « 2 » و آن اظهر است ؛ مگر آن كه وقت تنگ باشد و بدون خنده ، نتواند نماز را در وقت ، ادا نمايد .
و هرگاه خنده بر او زورآور شود ؛ ليكن خود را چنان ضبط نمايد كه او را اصلا تكان ندهد و اثر آن مطلقا ظاهر نشود ، ظاهرا مانعى ندارد .
پنجم : گريه به جهت امور دنيويّه است ؛ چنانچه كسى از او مرده ، يا به او ضررى برخورده ، يا اين كه كسى از مردههاى خود را به خاطر آورده ، گريه نمايد و مانند آن .
و هرگاه المى به او برسد كه از شدّت آن الم ، گريه نمايد نيز آن حكم ، جارى است .
و هرگاه گريه به جهت امور اخرويّه نمايد ، چنانچه از خوف الهى گريه
هامش
( 1 ) - سيد مرتضى در جمل العلم و العمل ( رسائل الشريف المرتضى ، ج 3 ) ص 34 و ر . ك :
كشف اللثام ، ج 4 ، ص 172 . . .
( 2 ) - علّامهى حلّى در نهاية الاحكام ، ج 1 ، ص 519 ؛ شهيد اوّل در ذكرى الشيعة ، ج 4 ، ص 12 ؛ ابن فهد حلّى در الموجز الحاوى ( الرسائل العشر ) ، ص 85 ؛ محقّق ثانى در جامع المقاصد ، ج 2 ، ص 349 ؛ محقّق سبزوارى در كفاية الاحكام ، ج 1 ، ص 120 ؛ وحيد بهبهانى در الحاشية على مدارك الاحكام ، ج 3 ، ص 133 .