و هرگاه دو حرف از آن ظاهر شود ؛ ليكن آه او از خوف خدا باشد ، در جواز آن تأمّل است ، و بعضى ، از آن نيز منع نمودهاند « 1 » و آن را نيز مندرج در كلام دانستهاند ، و اظهر جواز آن است ؛ هرگاه مكالمهى او ، با جناب اقدس الهى باشد ، چنانچه در بعضى مناجاتها موجود است ، و توصيف حضرت ابراهيم عليه السّلام در آيهى شريفه به
لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ
« 2 » اشعار به آن مىنمايد .
دويم : دعا نمودن در نماز ، به امر حرام است :
پس اگر عالم به حرمت آن چيز ، و حرمت دعا نمودن آن در نماز باشد ، نماز او باطل است ، چه عالم به ابطال نماز باشد ، يا نه .
و اگر حرمت آن چيز را دانسته ؛ ليكن حرمت دعاى به آن را ندانسته باشد ، پس اگر جهل او از روى تقصير باشد ، آن نيز در حكم عامد است .
و اگر جهل او از روى قصور بوده نه از جهت تقصير ، در حكم به بطلان ، تأمّل است ، و ظاهر جمعى از فقها بطلان است . « 3 »
و اگر دعاى او ، از روى جهل به حرمت آن چيز باشد ، پس اگر از روى تقصير نباشد ، قول به صحّت نماز او ، دور نيست . و اگر از روى تقصير باشد ، ظاهر اطلاق فقها بطلان است « 4 » و [ آن ] خالى از قوّت نيست . ( 1 ) *
سيّم : گفتن « آمين » است بعد از قرائت حمد ، هر چند آن را دعا دانيم ، بنابراين
هامش
( 1 ) * قول احوط است ، و همچنين در بعض مسائل گذشته كه ترجيح بطلان نقل شده است ، بر سبيل احتياط خوب است . ( محمّد باقر )
( 1 ) - ابن فهد حلّى در الموجز الحاوى [ الرسائل العشر ] ، ص 85 .
( 2 ) - سورهى توبه ، آيهى 114 .
( 3 ) - ر . ك : تذكرة الفقهاء ، ج 3 ، ص 284 .
( 4 ) - ر . ك : ذكرى الشيعة ، ج 4 ، ص 15 .