و هرگاه رجحان شرعى در آن نباشد ، يا بوده و ليكن رجحان آن شرعا ، منظور او از اعلام نبوده باشد ، پس اگر رجحان نفس ذكر يا دعا يا تلاوت مقصود بالاستقلال ، و ديگرى منظور بالتبع باشد نيز دغدغهاى ندارد .
و هرگاه هر دو جهت ، مستقل باشند نيز صحّت دور نيست .
و اگر هر دو جهت با هم ، منشأ اقدام او شده ، يا اين كه غير جهت قربت ، مستقل بوده ، در جواز آن ، اشكال است ، و ظاهر احاديث دالّه بر جواز ، مطلق است . « 1 »
و هرگاه اعلام بر او حرام باشد ، و ذكر ، يا دعا ، يا آيه را به جهت اعلام بخواند ، حرام خواهد بود ، و منشأ بطلان نماز است .
و هرگاه دعا و ذكر و تلاوت را بر وجه حرام به عمل آورد ، چنانچه از روى وسواس ، لفظ قرآن ؛ يا ذكر ؛ يا دعا را به قصد شرعيّت ، مكرّر نمايد ، باعث بطلان نماز است .
و تنحنح در نماز ، مانعى ندارد ؛ چه ، آن از قبيل تلفّظ و تكلّم نيست .
بلى ، هرگاه چنان تنحنح نمايد كه دو حرف از آن ، ظاهر شود ، حكم به منع ، دور نيست . هر چند ظواهر اخبار ، مطلق است ؛ ليكن منصرف ، به طريق شايع است ، و اين صورت ، مندرج در آن نيست .
و آه كشيدن در نماز ، هرگاه از آن ، دو حرف ظاهر شود ، جايز نيست و مندرج در كلام است .
و هرگاه از آن ، دو حرف ظاهر نشود ، چنانچه نالهى او مجرّد صوت باشد ، مانعى ندارد .
هامش
( 1 ) - ر . ك : وسائل الشيعة ، ج 7 ، ص 257 باب 9 ابواب قواطع الصلاة .