و اين تفصيل ، در صورت وجوب تكلّم بر او در نماز نيز محتمل است .
و هرگاه تكلّم او از روى عمد نباشد ، نماز او صحيح است ؛ چه از روى سهو تكلّم نمايد يا به جهت فراموشى اين كه در نماز مىباشد ، يا اين كه معتقد شود كه از نماز بيرون رفته ، چنانچه در دو ركعتى ، سلام دهد و بعد از تكلّم ، مشخّص او شود كه سلام بىموقع بوده ، هر چند در غير صورت اوّل ، متعمّد در تكلّم است ؛ ليكن متعمّد در تكلّم در نماز نيست .
و در صورت اوّل ، ظاهرا خلافى در صحّت نماز نيست ، و در صورت ثانيه ، بعضى از علما نماز را باطل دانستهاند « 1 » .
و اشهر و اظهر ، عدم بطلان است . « 2 »
بلى ، هرگاه آن قدر تكلّم نمايد كه ماحى صورت نماز شود ، از آن جهت باطل مىشود .
و اشارهى لال در اين مقام به منزلهى حرف زدن او نيست « 3 » ؛ هر چند در بعض مواقع ، قائم مقام كلام او مىشود « 4 » .
و بعضى از علما احتمال الحاق آن را به تكلّم دادهاند « 5 » و آن ، بسيار ضعيف است .
هامش
( 1 ) - شيخ طوسى در النهاية ، ص 90 ؛ ابى الصلاح حلبى در الكافى ، ص 120 ؛ ابن حمزه در وسيله ، ص 100 و ر . ك : جواهر الكلام ، ج 12 ، ص 265 ( چاپ اسلاميّه ) .
( 2 ) - ر . ك : الحدائق الناضرة ، ج 9 ، ص 23 ؛ رياض المسائل ، ج 3 ، ص 282 .
( 3 ) - ر . ك : الحدائق الناضرة ، ج 9 ، ص 23 .
( 4 ) - مانند عقود و ايقاعات ، ر . ك : جامع المقاصد ، ج 12 ، ص 76 و نهاية المرام ، ج 1 ، ص 28 و كشف الغطاء ، ج 3 ، ص 415 .
( 5 ) - شيخ بهائى در اثناعشريه ، ص 171 . متن عبارت شيخ بهائى چنين است :
« . . . و هل تقوم اشارة الأخرس مقام التكلّم ؟ إشكال اقربه ذلك فتبطل بالواحدة . . . » .