بلى ، هرگاه زبان خود را حركت دهد و صدا نمايد ؛ مانند حرف زدن ، احتمال الحاق آن به كلام ، با انضمام اشارهى مفهمه مىرود ؛ و ليكن خالى از ضعف نيست .
و از كلام در نماز ، استثنا مىشود ذكر و دعا و قرآن ؛ بلكه مطلق مناجات و مكالمه با جناب اقدس الهى ، در نماز جايز است ؛ هر چند از قبيل ذكر و طلب حاجت نباشد ، چنانچه اظهار تذلّل و عصيان خود را نمايد ؛
يا اين كه اوصاف پيغمبر و ائمه عليهم السّلام را مذكور سازد ؛ يا اوصاف اهل صلاح از مؤمنين ؛
يا اوصاف رؤساى بغى و فساد ؛ يا اوصاف بهشت و دوزخ را در مقام مناجات ، مذكور نمايد ؛ چنانچه در مناجاتها ، و ادعيهى مأثوره ، مذكور است .
و دور نيست كه آن را مندرج در دعا نماييم ؛ بنابر آنكه آن را تخصيص به طلب حاجت از جناب اقدس الهى ندهيم .
هر چند لفظ دعا ، به حسب ظاهر استعمال لغوى ، طلب حاجت از عالى است ، و هرگاه توجّه سخن او به غير جناب اقدس الهى باشد و اوصاف پيغمبر يا ائمه عليهم السّلام مذكور سازد ، مندرج در كلام است .
و همچنان هرگاه اظهار معصيت كارى و رو سياهى خود را در درگاه الهى ، پيش ديگرى نمايد ؛ بلكه هرگاه عدّ اوصاف كماليّهى جناب اقدس الهى ، يا ذكر نعم الهى را ، از براى ديگرى نمايد ، اندراج آن در ذكر ، مشخّص نيست .
و هرگاه دعا ، يا ذكر ، يا قرائت را به جهت اعلام ديگرى نمايد ، نه اين كه مقصود او محض ذكر ، يا دعا ، يا تلاوت باشد ؛ پس اگر اعلام او شرعا راجح است و منظور از آن ، قربت باشد ، دغدغهاى در جواز نيست ؛ چه منظور از آن ، مجرّد اعلام باشد ؛ يا رجحان دعا ، يا ذكر ، يا تلاوت را هم منظور داشته باشد .
رساله صلاتيه (فارسى) — صفحة 282
مساهمون: الشيخ محمد تقي الرازي الأصفهاني
ص٢٨٢