بطلان نماز شود .
بلكه هرگاه بعض افعال نماز را چنان طول دهد كه از صورت مصلّى او را بيرون نمايد ، چنانچه قنوت را چنين طول دهد نيز ، حكم مذكور جارى است ؛ ليكن تأمّل در اين مقام ، در مخرج بودن از صورت نماز است .
و صريح كلام بعض علما ، حصول اخراج به آن است ؛ چه در جواز اطالهى قنوت - كه از جمله مستحبّات نماز است - شرط نمودهاند كه به حدّى نرسد كه ماحى صورت نماز شود .
و هرگاه فعل واجب نماز را به نحوى به جا آورند كه از متلقّات از شارع ، خارج باشد ، دور نيست كه ماحى صورت نماز ، نتواند شد ؛ چنانچه قرائت را چنان بلند خواند كه آن را مصلّى نگويند .
و فرقى نيست در فعل ماحى صورت ، ما بين آن كه فعل كثير باشد يا اين كه فعل قليل ماحى صورت نماز باشد ؛ چون بر جستن رقّاص ؛ هرگاه يك بار آن را به عمل آورد از صورت نماز ، بيرون مىرود ، و باعث بطلان نماز است .
دويم : آن است كه اتيان به آن عمدا ، باعث بطلان نماز شود ، و سهوا مبطل نماز نباشد ، و آن چند چيز است :
اوّل : تكلّم در نماز است ؛ و مراد به آن در اين مقام ، تلفّظ به دو حرف ، از حروف تهجّى ، يا يك حرف مفهم معنى است .
و در تلفّظ به دو حرف ، فرقى نيست ما بين لفظ مهمل و موضوع .
و امّا يك حرف ، اگر بىمعنى باشد ، پس معروف بين الاصحاب « 1 » ، عدم بطلان نماز است ، بلكه جمعى « 2 » ادّعاى اجماع بر آن نمودهاند ؛ ليكن ظاهر
هامش
( 1 ) - ر . ك : مدارك الاحكام ، ج 3 ، ص 463 .
( 2 ) - علّامهى حلّى در منتهى المطلب ، ج 5 ، ص 290 ؛ شهيد اوّل در ذكرى الشيعة ، ج 4 ، ص 14 ؛