مستفيضه « 1 » است ؛ ليكن از ظاهر روايات ديگر « 2 » ، جواز آن مستفاد مىشود ؛ و اين قول ، خالى از وجه نيست و احوط ، اعادهى نماز است .
و اگر استدبار قبله نموده ، نماز او باطل است . « 3 »
و بدان كه ظاهر اطلاق اصحاب ، عدم فرق ما بين نماز فريضه و نافله در احكام مسطوره است ؛ ليكن مقتضاى نصوص مستفيضه ، عدم بطلان نماز نافله است به التفات مطلقا .
و دور نيست كه اخبار مذكوره مبنى بر عدم اشتراط استقبال در نماز نافله باشد .
و مىتوان گفت كه مفاد اين اخبار ، فرق ما بين فريضه و نافله است در بطلان به نفس التفات ، بدون آن كه اجزاى معتبره در نماز در اثناى التفات ، به عمل آيد تا دلالت بر عدم اشتراط استقبال قبله ، در نافله نمايد . و اللّه العالم .
پنجم : ماحى نماز است ، چنانچه فعل بسيارى ، خارج از فعل نماز به جا آورد كه عرف او را نمازگزار نگويند ؛ مثل آن كه مشغول چيز خوردن شود ، به نحوى كه از صورت نماز گزاردن بيرون رود ، [ و ] همچنان است سكوت طويل ماحى [ - از بين برنده ] صورت [ نماز ] .
و هرگاه ذكر يا تلاوت را كه از جمله امور راجحه و مقارنات نماز است ، آن قدر طول دهد كه از صورت مصلّى ، او را بيرون نمايد ، دور نيست كه آن نيز باعث
هامش
( 1 ) - صحيحهء محمّد بن مسلم ، الكافى ، ج 3 ، ص 366 ، ح 12 .
( 2 ) - معتبرهى على بن جعفر ، مسائل على بن جعفر ، ص 186 ، ح 367 ؛ و معتبرهى عبد الملك ، التهذيب ، ج 2 ، ص 200 ، ح 784 ؛ وسائل الشيعة ، ج 7 ، ص 245 ، ح 4 و 5 ، باب 3 ، ابواب قواطع الصلاة .
( 3 ) - براى علم تفصيلى و احاطه كامل بر اقوال و آراء در مسأله ر . ك : مفتاح الكرامة ، ج 8 ، ص 46 - 72 .