و مستحبّ است جهر در قنوت ؛ چه در نماز جهرى باشد ، يا اخفاتى ؛ و چه مصلّى ، امام باشد ، يا منفرد ؛ و تأكيد در امام ، بيشتر است .
و امّا مأموم ، پس مستحبّ است كه چيزى از اذكار را به امام نشنواند .
و جمعى از علما « 1 » حكم به استحباب اخفات نسبت به او نمودهاند .
و آن چه در حديث « 2 » به نظر رسيده ، آن است كه مذكور شد ، و ملازمهاى ما بين آن ، و اخفات نيست .
و مستحبّ است برداشتن دستها در حال قنوت برابر رو ، چنانچه جمعى از علما « 3 » مذكور نمودهاند كه دستها را بگشايد ، و باطن دستها را رو به آسمان نمايد ، و انگشتان را به هم ضمّ نمايد ، سواى ابهام .
[ تعقيبات نماز ]
و بدان كه بعد از فراغ از نماز ، تعقيب ، مستحبّ است .
و فضيلت آن ، بسيار است ؛ چنانچه مروىّ است كه هر كه مشغول تعقيب بوده باشد بعد از نماز ، پس او در نماز است « 4 » يعنى ثواب نماز را دارد .
و نيز مروىّ است كه تعقيب ، ابلغ است در طلب روزى ، از سفر كردن در شهرها « 5 » .
هامش
( 1 ) - شهيد اوّل در ذكرى الشيعة ، ج 4 ، ص 464 ؛ محقّق ثانى در جامع المقاصد ، ج 2 ، ص 337 ؛ محقّق اردبيلى در مجمع الفائدة و البرهان ، ج 2 ، ص 303 ؛ محدّث بحرانى در الحدائق الناضرة ، ج 8 ، ص 382 .
( 2 ) - متن روايت چنين است : « عن ابى بصير عن احدهما عليهما السّلام لا تسمعن الامام دعاك خلفه . ( ر . ك :
وسائل الشيعة ، ج 8 ، ص 396 ، ح 2 و 3 )
( 3 ) - محقّق حلّى در المعتبر ، ج 2 ، ص 247 ؛ ابن ادريس حلّى در السرائر ، ج 1 ، ص 228 ؛ شهيد اوّل در ذكرى الشيعة ، ج 3 ، ص 288 ؛ محقّق اردبيلى در مجمع الفائدة و البرهان ، ج 2 ، ص 303 .
( 4 ) - مجمع البحرين ، ج 2 ، ص 126 .
( 5 ) - التهذيب ، ج 2 ، ص 104 ، ح 391 ؛ وسائل الشيعة ، ج 6 ، ص 429 ، ح 1 ، باب 1 ، ابواب التعقيب .