سجدهى عزايم شرط نمىدانيم ؛ چه اتيان به آن بر نحو مذكور باعث زيادتى سجود در نماز نمىشدى ، و حال آن كه چنين نمىدانند ، و اتيان به سجدهى تلاوت را منشأ زيادتى سجود در نماز مىدانند .
پس بعد از تقرير اين مقدّمه گوييم كه چون جبهه سهوا بر محلّ بلند يا پست زايد بر قدر مستثنى واقع شود ، يا آن كه بر ما لا يصحّ السجود عليه سجده نمايد ، نمىتواند سر را بر داشته ، بر محلّى كه سجده مىتوان كرد گذارد ؛ چه در اين صورت زيادتى سجود عمدا لازم مىآيد .
بلكه نظر به قاعده بايست پيشانى را به محلّ جايز بكشد تا اداى واجب بدون زيادتى سجود به عمل آيد .
و چون در تحقّق اسم سجود عرفا ارتفاع جبهه از محلّ سجود فى الجمله لازم است ، هرگاه سر را قليلى بر دارد به نحوى كه تعدّد سجود لازم نيايد ، دور نيست كه جايز باشد ؛ و آن خالى از اشكال نيست .
بلى ، هرگاه محلّ وضع جبهه چنان مرتفع باشد كه اسم سجود عرفا صادق نباشد ، اشكالى در جواز رفع نخواهد بود ، و مىتوان حديث مجوّز « 1 » را بر آن حمل نموده .
و دور نيست كه در اين صورت ، كشيدن جبهه به محلّ مساوى ، جايز نباشد ، چنانچه اوّلا اشاره به آن شد .
سيّم : ذكر واجب است ؛ و كيفيّت آن به نحوى است كه در ركوع گذشت ، غير از اين كه تسبيحهى كبرى در اينجا « سبحان ربّى الأعلى و بحمده » است .
چهارم : طمأنينه به قدر ذكر واجب است .
هامش
( 1 ) - التهذيب ، ج 2 ، ص 302 ، ح 1219 ؛ وسائل الشيعة ، ج 6 ، ص 354 ، ح 4 ، باب 8 ، ابواب السجود .