آن عضو بر زمين صدق نمايد .
و بعضى از علما « 1 » در جبهه ، مقدار درهم را اعتبار نمودهاند و از آن كمتر را مجزى نمىدانند .
و اظهر عدم اعتبار آن است ؛ هر چند مراعات آن احوط است .
و علّامه احتمال وجوب استيعاب كفّين را داده « 2 » و وجه واضحى ندارد ، و واجب ، وضع باطن كفّين است ؛ چنانچه متعارف و منساق از اطلاق است .
و بعضى از علما « 3 » در وجوب آن تأمّل دارند ، و احتمال اجتزاى به هر يك از باطن و ظاهر را دادهاند ، نظر به اطلاق اخبار ؛ و آن خالى از ضعف نيست .
امّا ابهامين ، پس وضع باطن آن مجزى است ، و احوط آن است كه سر ابهامين را بر زمين گذارد ، و در اجتزاء به وضع ظاهر آنها اشكال است .
و بعضى از علما « 4 » تصريح به جواز نمودهاند .
و معتبر در وضع مذكورات آن است كه سنگينى عضو به نحو متعارف بر زمين واقع شود ؛ پس مجرّد امساس آنها به زمين ، كفايت نمىكند .
و خصوصيّتى كه در محلّ جبهه مذكور شد ، در ساير مساجد اعتبارى ندارد ؛ پس وضع آنها بر زمين و آنچه از زمين روييده شده لازم نيست ، و همچنان طهارت محلّ آنها معتبر نيست على الاظهر .
هامش
( 1 ) - شيخ صدوق در المقنع ، ص 87 ؛ ابن ادريس حلّى در السرائر ، ج 1 ، ص 225 ؛ شهيد اوّل در الدّروس الشرعيّة ، ج 1 ، ص 180 .
( 2 ) - ر . ك : نهاية الاحكام ، ج 1 ، ص 448 .
( 3 ) - فاضل هندى در كشف اللثام ، ج 4 ، ص 90 .
( 4 ) - علامهى حلّى در منتهى المطلب ، ج 5 ، ص 166 ؛ فاضل اصفهانى در كشف اللثام ، ج 4 ، ص 90 ؛ محدث بحرانى در الحدائق الناضرة ، ج 8 ، ص 287 ؛ علامه بحر العلوم در الدرّة النجفيّه ، ص 126 ؛ شيخ جعفر كاشف الغطاء در كشف الغطاء ، ج 3 ، ص 202 .