و بعضى از علما « 1 » آن را ركن دانستهاند چنانچه از بعض روايات « 2 » مستفاد مىشود و مشهور بين الاصحاب آن است كه ركن نيست ، پس فوات آن ، سهوا باعث بطلان نماز نمىشود « 3 » .
و فرقى در حكم مذكور ، ما بين فريضه و نافله نيست ، و علّامه در بعض كتب خود ، تفصيل بينهما داده ، و مذكور نموده است كه هرگاه در نافله در سر برداشتن از ركوع ، راست نايستد ، مانعى ندارد « 4 » ، و آن ، ضعيف است .
پنجم : طمأنينه و آرام در حال ايستادن است .
و واجب از آن قدر مسمّى است و مستحبّ است كه قبل از ركوع رفتن تكبير گويد .
و بعضى از علما « 5 » ، آن را واجب دانستهاند و آن ، ضعيف است ؛ ليكن مراعات آن ، احوط است .
و نيز مستحبّ است كه دستها را نزد تكبير گفتن ، بلند سازد ، و مقدار بلند ساختن در اين مقام و كيفيّت آن ، به نحوى است كه در تكبيرة الاحرام گذشت ، و احوط در اداى سنّت ، آن است كه در حال قيام ، تكبير و رفع يدين را به اتمام رسانيده ، بعد به ركوع رود ، چنانچه بخصوصهى اين كيفيّت مروىّ است . « 6 »
هامش
( 1 ) - شيخ طوسى در الخلاف ، ج 1 ، ص 351 ، مسألهى 102 .
( 2 ) - الكافى ، ج 3 ، ص 320 ، ح 6 ؛ التهذيب ، ج 2 ، ص 78 ، ح 290 ؛ وسائل الشيعة ، ج 6 ، ص 321 ، ح 2 ، باب 16 ابواب الركوع .
( 3 ) - ر . ك : مفتاح الكرامة ، ج 7 ، ص 311 ؛ مستند الشيعة ، ج 5 ، ص 201 ؛ جواهر الكلام ، ج 10 ، ص 147 - 148 .
( 4 ) - ر . ك : نهاية الاحكام ، ج 1 ، ص 483 .
( 5 ) - ابن ابى عقيل عمانى به نقل علّامهى حلّى در مختلف الشيعة ، ج 2 ، ص 170 ؛ سالار ديلمى در مراسم ، ص 69 .
( 6 ) - الكافى ، ج 3 ، ص 311 ، ح 8 ؛ الفقيه ، ج 1 ، ص 196 ، ح 916 ؛ التهذيب ، ج 2 ، ص 81 ،