بلى ، اگر در تحقّق مسمّاى ركوع ، مجرّد انحنا را كافى دانيم ، و آن قدر از انحنا را واجب ديگر شماريم ، حكم مذكور خالى از وجه نيست ؛ ليكن قول به آن ، ضعيف است ، و الّا بايست به زيادتى آن قدر انحنا ، ركن زياد شود و نماز باطل گردد ، و بىشبهه چنان نيست .
و مىتواند مراد ايشان آن باشد كه انحناى مذكور را از قبيل ايماى به ركوع باشد ؛ پس ايماى در شأن او ، به قدر انحنا باشد ؛
و هرگاه متمكّن از آن انحنا نباشد ، به سر ، ايما مىنمايد ، و اگر از آن نيز متمكّن نشود ، به چشمان خود ايما مىكند .
و ايما در اين دو صورت ، قائم مقام انحناى مذكور است ، و حكم ركن بر او جارى است .
و از آن چه گفتيم ظاهر مىشود كه در تحقّق ركوع ، بايد انحناى او از حال قيام باشد ؛ چه آن را انحنا و خم شدن مىنامند ؛ پس اگر از حال نشستن خم برخيزد ، ركوع نكرده است ، و به اين جهت است كه هرگاه ذكر ركوع را فراموش نموده ( 1 ) * ، به سجود رود ، و قبل از وضع جبهه ، به خاطرش آيد ، بايد از آن حال ، رجوع به حدّ ركوع نموده ، ذكر واجب را به عمل آورد ؛ چه به آن ، اداى ذكر واجب شده ، بدون آن كه ركن زياد شود ؛ چون آن انحنا ، ركوع ثانى محسوب مىشود .
دويم : آن كه انحناى مذكور را به قصد ركوع به عمل آورد ؛ پس اگر به قصد امر ديگر خم شود ، چنانچه خواهد چيزى از زمين بردارد ، يا آن كه خالى از قصد خم شود ، ركوع نكرده است و اتيان به آن ، باعث زيادتى ركن نمىشود ؛ پس اگر
هامش
( 1 ) * هرگاه بدون رفع رأس نسيانا از حالت ركوع به سجده رفت ، عود نمايد به آن حالت قبل از تحقّق سجده ، به جهت ادراك ذكر واجب ؛ و قيام بعد از ركوع ، و اگر رفع رأس كرد و از قيام ، به سجده رفت عود به حالت ركوع ، مشكل است . ( محمّد باقر )