تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله صلاتيه (فارسى) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
باشد ، در تحقّق ركوع ، به همان قدر خمى ؛ پس فارق ما بين حال قيام و ركوع او مجرّد نيّت باشد ؛ يا آن كه بايد اندكى زيادتر خم شود ، تا فرق ما بين حال ركوع و غير آن متحقّق شود ، دو وجه است ، و ثانى ، احوط است . و هرگاه بدون انحنا ، به طريق انخناس « 1 » ، دست‌ها را به زانو رساند ، ركوع متحقّق نمىشود ، و همچنين هرگاه از مجموع انحنا و انخناس ، متمكّن از وضع يد بر زانو شود . و هرگاه متمكّن از انحنا به قدر مذكور نباشد ؛ و ليكن قدرى خم مىتواند شد ، به قدرى كه متمكّن از خم شدن مىباشد ، خم شود ؛ چنانچه جمعى از علما « 2 » مذكور نموده‌اند ؛ و ظاهر ايشان ، اكتفا به آن است در تحقّق ركوع نسبت به شخص مفروض ؛ و در نظر قاصر ، خالى از تأمّل نيست ؛ چه با اعتبار انحناى خاص در تحقّق مسمّاى ركوع ، با عدم تحقّق آن ، ركوع متحقّق نخواهد شد ، پس با عدم تمكّن بايد منتقل به ايما شود ؛ چنانچه از روايات « 3 » مستفاد مىشود ، نه آن كه بعض انحنا را به عمل آورده ، اكتفا به آن ( 1 ) * نمايد .
هامش
( 1 ) * از بابت قاعده‌ى الميسور لا يسقط بالمعسور اتيان به بعض مقدور ، وجهى دارد ، و چون ايما ، به آن نيز حاصل مىشود ، قدر متيقّن در امتثال است . ( محمّد باقر ) ( 1 ) - انخناس : انحطاط ، انخفاض : به اين معنا كه فرد آن قدر قد خميده باشد كه ركوع او مشخّص نباشد . ( 2 ) - شيخ طوسى در المبسوط ، ج 1 ، صص 109 - 110 ؛ محقّق حلّى در المعتبر ، ج 2 ، ص 192 ؛ علامه حلّى در قواعد الاحكام ، ج 1 ، ص 276 ؛ شهيد اوّل در البيان ، ص 164 ؛ ابن فهد حلّى در الموجز الحاوى ( الرسائل العشر ) ، ص 79 . ( 3 ) - الفقيه ، ج 1 ، ص 238 ، ح 1052 و التهذيب ، ج 3 ، ص 307 ، ح 951 ؛ وسائل الشيعة ، ج 5 ، ص 484 ، ح 11 - باب 1 ابواب القيام .