و ادناى اخفات ، آن است كه خود بشنود و لو تقديرا ، پس اگر چنان قرائت نمايد كه با انتفاى موانع ، خود نتواند شنيد ، قرائت او باطل است .
و در شنيدن خود ، سماع همهمه را بعضى كافى مىدانند « 1 » هر چند حروف را تميز ندهد .
و احوط آن است كه چنان بخواند كه با عدم مانع ، تميز ما بين حروف توان داد .
و بعضى از علما « 2 » ادناى جهر را به آن تفسير نمودهاند كه ديگرى را بشنواند ، اگر در پهلوى او باشد و آن ، مشكل است ؛ چه اسماع مفروض ، در صورت اخفات نيز ، حاصل مىشود . پس اظهر در آن ، رجوع به عرف است .
و ما فوق اعلاى اخفات ، ادناى جهر است ، و أعلاى جهر آن است كه به حدّى نرسد كه اجهار او ، از طريقهى متعارف بيرون رود .
و بعضى « 3 » نهى از جهر را در آيهى شريفه « 4 » بر آن حمل نمودهاند .
و آنچه مذكور شد ، نسبت به مرد است و امّا زن ، پس بر او جهرى نيست ؛ بلكه در مواضع جهر ، بىشبهه اخفات مىتواند نمود ، و در وجوب اخفات بر او در مواضع اخفات ، تأمّل است « 5 » .
هامش
( 1 ) - سيد على طباطبايى در رياض المسائل ، ج 3 ، ص 166 .
( 2 ) - ابن ادريس حلّى در السرائر ، ج 1 ، ص 223 ؛ قطب راوندى در فقه القرآن ، ج 1 ، ص 104 ؛ محقّق حلّى در المعتبر ، ج 2 ، ص 177 و شرائع الاسلام ، ج 1 ، ص 72 ؛ علّامهى حلّى در منتهى المطلب ، ج 5 ، ص 87 ؛ تذكرة الفقهاء ، ج 1 ، ص 153 و تحرير الاحكام ، ج 1 ، ص 246 ؛ شهيد اوّل در الدروس الشرعيّة ، ج 1 ، ص 173 و البيان ، ص 158 .
( 3 ) - شهيد ثانى در روض الجنان ، ج 2 ، ص 703 ؛ محقّق ثانى در جامع المقاصد ، ج 2 ، ص 260 .
( 4 ) -وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ( سوره اسراء / 110 ) .
( 5 ) - خالى از دقت نيست ( حاشيهى نسخه ، ص )