و بعضى از علما « 1 » آن را تخصيص به لباس دادهاند و در بدن ، قايل به عفو نشدهاند ، هر چند خون بسيار كم باشد . و آن خالى از ضعف نيست ، هر چند احوط است .
سيّم : ما لا يتمّ فيه الصلاة است ؛ يعنى وسعت آن را نداشته باشد كه عورتين را ستر نمايد ، كه اختيارا در آن به تنهايى توان نماز كرد ؛ چون جوراب و عرقچين و نحو آنها ، پس هرگاه نجس باشد ، نماز در آنها مانعى ندارد .
چهارم : رخت زنى است كه طفل ذكور را تربيت نمايد ، و او را يك رخت ، بيش نباشد « 2 » و آن طفل ، به رخت او مكرّر بول نمايد ؛ پس شبانه روزى يكدفعه آن را مىشويد ، و بعد از آن هر چند طفل بر آن بول نمايد ، [ مورد ] عفو است ، و نماز در آن مىتواند نمود تا روز ديگر ، و آن روز نيز ، يكدفعه آن را شسته ، و بعد از آن [ مورد ] عفو است ، و همچنين در ساير ايّام . « 3 »
و بدان كه با عدم قدرت بر تطهير رخت ، و عدم تمكّن از كندن آن - به جهت سردى هوا و نحو آن - نماز در آن به جا مىآورد ، و در وجوب انتظار ضيق وقت ، تأمّل است ، و احوط انتظار است .
و هرگاه زوال عذر او بعد از خروج وقت شود ، اعادهى آن نماز لازم نيست ، و
هامش
( 1 ) - ابن ادريس حلّى در السرائر ، ج 1 ، ص 184 ؛ علّامهى حلّى در نهاية الاحكام ، ج 1 ، ص 283 ؛ شهيد اوّل در البيان ص 95 ، ابن فهد حلّى در الموجز الحاوى ( الرسائل العشر ) ، ص 61 ؛ فاضل هندى در كشف اللثام ، ج 1 ، ص 434 .
( 2 ) - ثوب المربية بالشرطين بل الثلاثة . شيخ بهائى در حاشيه ( كتاب اثناعشريه ) مىفرمايد :
المراد بالشرطين أن لا يكون لها الّا ثوب و أن تغسيله كلّ يوم مرّة ، و زاد جماعة شرطا ثالثا و هو أن لا يكون نجاسة به غير الصبى ، و قد زاد هنا شرط رابع و هو أن لا يكون نجاسة معتاد به كبوله و غائطه لا بما لا يعتاد كدمه ، و خامس و هو عدم تعدّد المربّية ، امّا تعدّده مع اتّحادها فهو اولى بالعفو . ( الاثنا العشريّات الخمس ، ص 102 .
( 3 ) - جهت آگاهى بر فروع و ادله مسأله ر . ك : كتاب الطهارة ، ج 4 ، ص 312 - 307 .