نيست ، ليكن چون خارج از مورد حديث صحيح است « 1 » ، خالى از اشكال نيست ، و احوط شستن آنهاست .
پنجم : استحاله است ، چنانچه نطفه و علقه ، مستحيل به حيوان طاهر العين شود ، و آب نجس ، مستحيل به بول حيوان حلال گوشت شود ، يا مستحيل به رطوبت حاصله در ميوهها و سبزىها شود ، چنانچه درخت را آب نجس دهند و ميوه از آن پرورش يابد ، يا آن كه هندوانه و خربزه و خيار و كاهو و نحو آنها را از آب نجس مشروب سازند ، پس آب نجس كه مستحيل به آنها مىشود ، پاك است .
و همچنان است هرگاه نجاست ، كرم شود ، يا مردار ، خاك شود .
و هرگاه سگ يا خوك در نمكزار افتد و نمك شود ، در حصول طهارت به آن ، خلاف است « 2 » و اظهر طهارت است .
و فى الحقيقه ، تطهير آتش به جهت استحاله است ، و آتش را بخصوصه مدخليّتى نيست .
ششم : انقلاب است ، چنانچه شراب ، منقلب به سركه شود .
هفتم : استهلاك است ، و آن در استهلاك نجاست است به آبى كه منفعل به نجاست نشود ، چنانچه قدرى بول در حوض بزرگ ريزند ، كه آب را مضاف نكند و أحد اوصاف ثلاثهى آب را تغيير ندهد .
هشتم : انتقال است ، چنانچه خون انسان را ، پشه يا شپش و كيك مثلا بخورد ، پس بعد از انتقال به آن حيوان ، پاك مىشود و جريان حكم مذكور نسبت
هامش
( 1 ) - صحيحهء زراره و حديد بن حكم . الكافى ، ج 3 ، ص 392 ، ح 23 ؛ وسائل الشيعة ، ج 3 ، ص 451 ، ح 2 ، باب 29 ، ابواب النجاسات .
( 2 ) - ر . ك : معتمد الشيعة ، ص 121 - 120 ؛ مفتاح الكرامة ، ج 2 ، ص 229 - 230 ؛ مستند الشيعة ، ج 1 ، ص 330 - 331 .