به زالو ( 1 ) * وجهى دارد ؛ ليكن خالى از تأمّل نيست .
و دور نيست كه انتقال نيز از قبيل استحاله باشد ؛ چه ، نجس خون انسان است مثلا ، نه خون كيك و پشه ، و جهت اشكال در زالو نيز همين است ؛ چه ، دور نيست كه آن خونى را كه از انسان خورد آن را خون انسان گويند نه خون زالو .
نهم : اسلام است .
دهم : نقص است ، و آن مطهّر آب انگور است ، بعد از نجاست آن به غليان ، چه آن به ذهاب ثلثين ، پاك مىشود .
يازدهم : كشيدن آب است ، بنا بر اين كه آب چاه به ملاقات نجاست ، نجس شود ، پس به كشيدن مقدارات شرعيّه ، تطهير مىشود ، يا اين كه به تغيير احد اوصاف ثلاثه ، نجس شود ، و به مجرّد زوال تغيير ، آن را پاك ندانيم ، بلكه كشيدن آب را به قدرى كه زوال تغيير حاصل شود ، و لو تقديرا معتبر بدانيم ، چنانچه مختار بعضى از متأخرين است ، و سابقا اشاره به آن شد .
دوازدهم : غسل ميّت است ، چه آن ، مطهّر عين اوست از نجاست موت .
سيزدهم : زوال عين است ، و آن مطهّر حيوانات است ، چنانچه دهان گربه ، به خون و نحو آنها نجس شود ، به مجرّد زوال عين ، پاك مىشود ، و بعد از آن هرگاه سر در ظرف آب و نحو آن نمايد ، مانعى ندارد .
چهاردهم : هر چيزى است كه مزيل عين نجاست باشد ، و آن مطهّر مخرج است از غايط ، به طريقى كه در فصل وضو گذشت .
پانزدهم : تبعيّت است ، و آن در چند موضع است :
از آن جمله ، آن است كه چون كافر مسلمان شود ، اولاد صغار او در حكم مسلمانند و پاك مىشوند .
هامش
( 1 ) * احوط اجتناب است . ( محمّد باقر )