چهارم : آفتاب است .
و آن ، چند چيز را پاك مىنمايد :
اوّل : زمين است ، هرگاه آفتاب بر آن بتابد ، تا آن را خشك كند ، و عين نجاست در زمين باقى نباشد ، چنانچه نجاست ، بىجرم باشد ، و به خشك شدن ، عين او بر طرف شود ، چون بول ، يا اين كه جرم او را زايل نموده ، رطوبت او كه خالى از جرم باشد به آفتاب خشك شود ، و عين آن باقى نماند .
و هرگاه به غير آفتاب خشك شده باشد و آن را به آب و نحو آن تر نمايند ، و آفتاب آن را بخشكاند نيز طاهر مىشود ، و ديوار و پشت بام و نحو آنها ملحق به زمين است .
دويم : حصير و بوريا است ، و حكم آنها نيز حكم زمين است ، و هرگاه آفتاب بر حصير يا بوريا تابد ، ما بين درزهاى آن كه عين آفتاب به آن نمىتابد ، و همچنين نخى كه در ميان حصير است نيز ، پاك مىشود .
و هرگاه نجاست ، به آن روى آن سرايت نموده باشد ، دور نيست ( 1 ) * كه به تابيدن آفتاب بر يك روى آن ، روى ديگر نيز پاك شود ، هرگاه آن نجاست هر دو رو را فرا گرفته باشد . امّا هرگاه سرايت بر زمين نموده باشد به تابيدن آفتاب بر حصير ، زمين پاك نمىشود .
سيّم : ساير اشياى غير منقوله است - چون در و پنجرهى كار گذارده [ شده ] و درخت و نحو آنها - بنا بر مختار جمعى از متأخّرين « 1 » و [ آن ] خالى از وجه
هامش
( 1 ) * احوط اجتناب است و همچنين در ريسمان ميان حصير ، احتياط به نظر مىرسد ( محمّد باقر )
( 1 ) - محقّق حلّى در شرائع الاسلام ، ج 1 ، ص 55 ؛ علّامهى حلّى در قواعد الاحكام ، ج 1 ، ص 194 ؛ محقّق اردبيلى در مجمع الفائدة و البرهان ، ج 1 ، ص 351 ؛ محقّق ثانى در جامع المقاصد ، ج 1 ، ص 178 ؛ شهيد اوّل در الدّروس الشرعيّة ، ج 1 ، ص 125 و ر . ك : الحدائق الناضرة ، ج 5 ، ص 437 .