و هرگاه غبار مسطور ، از زمين مغصوب باشد ، در جواز تيمّم به آن ، تأمّل است ، و هرگاه غبار آن به نحوى باشد كه تواند آن را تكانده و بر خاكى كه غبار از آن جمع شود ، تيمّم نمايد بر او لازم است كه چنان نمايد ، و تيمّم به غبار در اين صورت جايز نيست .
و هرگاه تيمّم به غبار نيز ممكن نباشد ، تيمّم به گل مىنمايد .
و از بعض احاديث « 1 » ، تقديم تيمّم به گل بر تيمّم به غبار مستفاد مىشود ؛ پس در صورت تمكّن از هر دو ، جمع بين آنها احوط است .
و احتمال تفصيل مىرود ما بين گل سفت كه پرچسبندگى به دست نداشته باشد ، و گلى كه ميعان داشته باشد ؛ پس اوّل را بر غبار مقدّم دارند ، و ثانى را مؤخّر ، و مىتوان آن را وجه جمع بين الاخبار قرار داد ؛ ليكن حديثى كه مشتمل بر تفصيل باشد ، به نظر نرسيده .
و وارد در كلام بسيارى از علما تقديم غبار است بر گل مايع « 2 » و غير آن را مذكور نكردهاند ؛ بلكه در تأخير آن از غبار ، خلافى به نظر نرسيده ؛ پس حكم به آن ، معيّن است .
و امّا تيمّم به گلى كه ميعان نداشته باشد ، پس تأخير آن ، از تيمّم به غبار ، محلّ تأمّل است ، و احوط جمع بينهما است .
[ تيمّم اضطرارى ]
مبحث پنجم : در بيان تيمّم اضطرارى است ، و چند وجه از آن مذكور مىشود .
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 3 ، ص 354 - 356 ، باب 10 ابواب التيمم ، ح 4 / 5 / 7 / 10 .
( 2 ) - ر . ك : كفاية الاحكام ، ج 1 ، ص 44 ؛ معتمد الشيعة ، ص 451 و مفتاح الكرامة ، ج 4 ، ص 404 - 406 .