مع الاختيار نباشد .
سيّم : مسح ظاهر دست راست است ، از بند دست تا به سر انگشتان ، به باطن دست چپ .
چهارم : مسح ظاهر دست چپ است ، از بند دست تا به سر انگشتان ، به باطن دست راست .
و پنجم : واجب است كه بشرهى ماسح به بشرهى ممسوح برسد ، و حايلى فى ما بين نباشد ، و استيعاب ممسوح نيز واجب است ؛ و مسح ما بين انگشتها لازم نيست ؛ چه آن ، از حدّ ظاهر دست خارج است ، چنانچه پهلوى دستها نيز خارج است .
و مقصود از استيعاب مسح ، آن است كه عرفا صدق نمايد كه همهى پشت دست را مسح نموده ، و اجزاى صغارى كه در ميان خطهاى دست باقى ماند ظاهرا مانعى ندارد ؛ و همچنان آنچه از دور ناخنها باقى ماند كه به حسب متعارف ، ماسح به آن نرسد .
بلكه آن چه از ظاهر انگشتها كه قريب به ما بين انگشتان واقع شده ، و باطن كف در حين مسح پشت دست ، غالبا به آن نمىرسد ، دور نيست كه مسح آن لازم نباشد ، و احوط آن است كه آن را نيز مراعات نمايد ، به اين نحو كه در وقت مسح پشت دست ، سر انگشتان ماسح را از ما بين انگشتان ممسوح گذرانيده كه تمام ظاهر انگشتان ، مسح شود ، و هرگاه اين طريق نكند ليكن بعد از آن كه مسح را به آخر رساند ثانيا انگشتان را به آن محل گذرانيده ، تا مسح آنها نيز به عمل آيد ، دور نيست كه كافى در حصول احتياط باشد .
و در وجوب استيعاب ماسح ، تأمّل است ؛ و جمعى از علما واجب ندانستهاند « 1 » .
هامش
( 1 ) - از آن جمله محقّق كركى در جامع المقاصد ، ج 1 ، ص 492 و شهيد ثانى در روض الجنان ، ج 1 ، ص 342 و محقّق سبزوارى در كفاية الاحكام ، ج 1 ، ص 45 .