باطل است ؛ هر چند بعد مشخّص او شود كه آب در آن حوالى موجود نبوده .
بلى ، اگر تجسّس را ترك كرده تا وقت تنگ شود ، و وقت به جهت تجسّس نمودن از آب نباشد ، تيمّم نموده ، نماز را به جا آورد ، و احوط آن است كه آن نماز را قضا نمايد .
[ كيفيّت تيمّم ]
مبحث دويم : در بيان كيفيّت تيمّم است .
بدان كه تيمّم عبارت از چهار فعل است :
اوّل : زدن دستها بر زمين است ، و بايد مع الامكان دستها را با هم زمين زند ، پس هرگاه مع الاختيار يك دست را اوّل بر زمين زده ، بعد ديگرى را بزند ، كفايت نمىكند ؛ و بايد آنها را به قوّت بر زمين زند به نحوى كه زدن دستها بر زمين صدق نمايد ( 1 ) * ؛ پس مجرّد گذاردن دستها بر زمين كافى نيست « 1 » بنا بر اقوى .
و در عدد زدن دستها بر زمين ، خلاف است « 2 » :
هامش
( 1 ) * مراد به قوّت ، همين قدر است . ( محمّد باقر )
( 1 ) - شهيد اوّل و محقّق ثانى مجرّد قرار دادن دستها را بر زمين ، در صحّت تيمّم كافى مىدانند ، و كلام مؤلّف محترم - قدّس سرّه - در عدم اجزا ، اشاره به آن دارد . ر . ك : ذكرى الشيعة ، ج 2 ، ص 259 و جامع المقاصد ، ج 1 ، ص 489 .
( 2 ) - ر . ك : مختلف الشيعة ، ج 1 ، ص 430 - 431 ؛ مفتاح الكرامة ، ج 4 ، ص 449 - 454 ؛ جواهر الكلام ، ج 5 ، ص 356 - 358 .