هشتم : پاك بودن محلّ وضو است ؛ و در جواز حصول غسل وضو ، و ازالهى نجاست به يك شستن ، اشكال است ، و احوط آن است كه ، اوّل محلّ وضو را شسته ، بعد غسل وضو را به عمل آورد .
نهم : مباشرت افعال وضو است ، پس استنابهى غير ، مع الامكان جايز نيست .
[ وضوى اضطرارى ]
بحث پنجم : در بيان وضوى اضطرارى است ؛ و چند وجه از آن ، مذكور مىشود : اوّل : وضوى صاحب جبيره است ؛ و بر او لازم است كه بر جبيره مسح نمايد ، و مسح بر آن ، در حكم غسل و قائم مقام آن است ، و هرگاه محلّ جبيره گشوده باشد ، احوط آن است كه كهنهى پاكى بر آن گذارده ، مسح بر آن نمايد .
و هرگاه جبيره در محلّ مسح باشد ، پس اگر از محلّ مسح آن قدر باقى باشد كه اداى واجب به مسح آن شود ، بر غير محلّ جبيره مسح مىنمايد ، و هرگاه آن قدر باقى نباشد به قدرى كه از قدر واجب مسح بر بشره ممكن نباشد ، بر روى جبيره مسح نمايد .
دويم : وضوى تقيّهاى است ؛ چنانچه از خوف اهل سنّت نتواند به طريق حق ، وضو بسازد ، پس وضو را به طريقهى ايشان به عمل آورد ، همان وضو او را مجزى است .
سيّم : وضوى عاجز از مباشرت افعال وضو است ؛ پس كسى ديگر را نايب نموده ، خود نيّت وضو را به عمل آورد ، و ديگرى غسل و مسح اعضاى او را به جا مىآورد .