و محلّ مسح سر ، مقدّم آن است نه مؤخّر ، و نه جانب يمين يا يسار آن ؛ و احوط آن است كه بر ناصيه ، مسح نمايد ؛ و فرقى نيست ما بين آن كه مسح را بر بشرهى سر نمايد يا موى مختصّ به آن ؛ و مسمّاى مسح در اداى واجب كافى است ، و افضل بلكه احوط آن است كه به مقدار سه انگشت مسح نمايد ، و محلّ مسح پاها ظاهر قدمين است تا به كعبين ، و مراد به كعب ، برآمدگى وسط پا است .
و احوط آن است كه تا به مفصل ما بين قدم و ساق مسح كند ، و استيعاب مسح پاها از طرف طول ، واجب است و از طرف عرض ، قدر مسمّى كافى است .
و در مسح ، مخيّر است ما بين آن كه از بالا به پايين مسح نمايد يا بالعكس . و بايد مسح به بقيّهاى آب وضو باشد ؛ بلكه به بقيّهاى ترى كه در دست باقى مانده باشد ، على الاحوط .
بلى ، اگر ترى در دست باقى نمانده باشد ، از ساير مواضع وضو اخذ مىنمايد ؛ و احوط آن است كه مسح سر و پاى راست را به دست راست نمايد ، و پاى چپ را به دست چپ مسح كند ، و با اختيار ، خلاف آن محلّ اشكال است .
[ شرايط وضو ]
بحث چهارم : در بيان شرايط وضو است .
اوّل : نيّت است ؛ و آن بايد مشتمل بر تعيين آن عمل و نيّت قربت باشد ، و تعيين وجوب و ندب ، لازم نيست ، و قصد رفع حدث يا استباحهى نماز ، لزومى ندارد « 1 » ، و وضويى كه مقصود از او رفع حدث به جهت فعل مندوب باشد - چون قرائت قرآن و نحو آن - به آن ، داخل نماز واجب مىتوان شد ، و همچنان است
هامش
( 1 ) - جهت اطلاع از فروع مسأله نيّت در وضو و اقوال در آن ر . ك : معتمد الشيعة ، ص 166 - 180 .