هشتم : آن كه مسافتى تعيين كنند كه پيش از رسيدن منتهاى آن مسافت چهار پايان مانده نشوند .
نهم : آن كه با هم مىتازند مردان باشند
نه زنان .
دهم : آن كه هر دو در وقت تاختن برابر يكديگر ايستاده باشند .
و در اين شرط خلاف است ، و اظهر آن است كه اگر يكى بيشتر از ديگرى ايستاده باشد جايز است .
و ده اسب را كه با يكديگر بتازند در ميان عرب هر يك نامى دارد . آن كه از همه بيشتر رود آن را مجلى مىگويند ، و آن كه از آن پس مانده است و بر ديگران پيشى گرفته است آن را مصلى مىگويند ، و بعد از آن را تالى مىگويند ، و بعد از آن را بارع مىگويند ، و بعد از آن را مرتاح مىگويند ، و بعد از آن را حظى مىگويند ، و بعد از آن را عاطف مىگويند ، و بعد از آن را مؤمل مىگويند ، و بعد از آن را لطيم مىگويند ، و دهم را فسكل مىگويند كه از همه پس مانده است .
و از براى همه جايز است چيزى قرار دهند به غير از آخر ، پس اگر اين ده اسب همه يك بار به آخر ميدان برسند از براى هيچ يك چيزى نخواهد بود .
و بدان كه گرو بر شمشير و نيزه و تير جايز است ،
و در تير انداختن چند شرط است به حسب مشهور ميان علما :
اول :
آن كه تعيين كنند كه چند تير كه بزند برده است .
دوم :
آن كه تعيين كنند كه اين چند تير را در ميان چند تير بزند .
سوم :
آن كه تعيين كنند كه به چه نحو بخورد به نشانه ، به يكى از آنها كه بعد از آن بيان خواهيم كرد .