شاء لا بهمة :
خواهنده است بىآن كه عزمى و قصدى او را حادث شود ، بلكه مشيت و ارادهاش عين علم به اصلح است ، چنانچه متكلمان مىگويند و آن عين ذات است ، و آن از صفات فعل است ، چنانچه از احاديث ظاهر مىشود .
مدرك لا بمجسة :
ادراككننده است نه به دست ماليدن و لمس كردن .
سميع لا بآلة :
شنوا است نه به آلتى و جزوى .
بصير لا باداة :
بينا است نه به اداتى و عضوى .
لا تصحبه الاوقات :
مصاحب او نبود وقتها و زمانها ، يعنى زمانى نيست ، يا آن كه زمانها حادثاند و او قديم است .
و لا تضمنه الاماكن :
و او را فرا نگرفته است مكانها .
و لا تاخذه السنات :
و او را نمىگيرد خوابها ، و سنه پينهگى را مىگويند كه مقدمهء خواب است ، يعنى ضعيف او را نمىباشد چه جاى خواب گران .
و لا تحده الصفات :
و اندازه نمىكند او را صفات ، يعنى توصيفات خلق به كنه ذات و صفات او نمىرسد ، يا آن كه صاحب صفات زائده نيست .
بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 31
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣١