يگانهء دهر است ، و چنين است پروردگار ما .
دوم : آن است كه گويند پروردگار ما احدى المعنى است ، يعنى منقسم نمىشود نه در خارج به اجزاى خارجيه يا ذات و صفات موجوده ، و نه در عقل به اجزاى عقليه ، و نه در وهم به اجزاى وهميه ، و چنين است پروردگار ما . « 1 »
ظاهر لا بتأويل المباشرة :
بدان كه ظاهر در اسماى حق به دو معنا در احاديث وارد شده است ، يكى به معنى هويدا ، و يكى به معنى غالب .
بنا بر اول معنى اين فقره آن است كه خدا ظاهر و هويدا است نه به آن كه حسى مباشر آن شده باشد و به حسى در آمده باشد ، بلكه به آيات و آثار و علامات هويدا گرديده است .
و بنا بر ثانى مراد آن است كه غالب و مسلط است بر خلق به قدرت و استيلا ، نه به آن كه مباشر جسمى باشد ، و بر بالاى اجسام در آمده باشد .
متجل لا باستهلال رؤية
تجلى به معنى جلوه كردن و ظاهر گرديدن است ، يعنى جلوه كرده است براى خلق نه به آن كه به روش ماه او را به چشم ديده باشند .
باطن لا بمزايلة :
بدان كه باطن به دو وجه تفسير شده است .
اول : آن كه پنهان است از عقول و عقلها ، به كنه ذات و صفات او نمىرسند . پس معنى اين فقره آن خواهد بود كه پنهان است
هامش
( 1 ) توحيد شيخ صدوق ص 83 - 84 .