تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
زائده داند ، پس به چندين خدا قائل شده است ، و ملحد در ذات حق گرديده است . و بنا بر ثانى مراد آن خواهد بود كه هر كه وجود خدا را به غايتى منتها داند ، پس اول واجب الوجود ندانسته و محتاج به علت دانسته است ، و هر كه او را محتاج به علت داند ، پس وجودش را زائد بر ذات دانسته است ، و به تعدد آلهه قائل شده است به بيانى كه مذكور شد . مترجم گويد : اين احتمالات در اين فقرات به خاطر اين قاصر رسيد كه هيچ يك خالى از قصورى نيستند ، و حق تعالى مراد معصوم عليه السلام را بهتر مىداند . و در امالى شيخ مفيد رحمه اللّه بجاى اين فقرات چنين است : و من قال حتى م ؟ فقد غياه ، و من غياه فقد حواه ، و من حواه فقد ألحد فيه : يعنى هر كه گويد تا كى خواهد بود ؟ پس غايتى براى او قرار داده است ، و هر كه غايت براى او قرار دهد ، پس حقيقت او را دانسته است ، چنانچه حقايق ممكنات را مىداند ، پس ملحد شده است در ذات او . و لا يتغير اللّه بانغيار المخلوق ، كما لا يتحد بتحديد المحدود : متغير نمىشود خدا به تغير مخلوق او ، چنانچه محدود نمىشود به سبب محدود گردانيدن امورى كه حد و اندازه دارند . مترجم گويد : دو وجه در حاصل معنا محتمل است : أول : آن كه تغييراتى كه در مخلوقات بهم مىرسد از وجود و عدم و ساير احوال ايشان باعث تغيير در صفات حقيقيهء او نمىشوند ، چنانچه ممكنات محدود به حدود را خلق كردن سبب آن نمىشود كه او صاحب حدود گردد ، مثل آن كه حق تعالى علم دارد
بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 25 | العلامة المجلسي / سيد مهدى رجائى