تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
و من قال حتى م ؟ فقد غياه ، و من غياه فقد غاياه ، و من غاياه فقد جزاه ، و من جزاه فقد وصفه ، و من وصفه فقد ألحد فيه : و كسى كه گويد خدا تا كى خواهد بود ؟ پس غايتى و نهايتى براى وجود او قرار داده است ، و هر كه غايتى براى او قرار دهد ، پس او را با مخلوقات شريك دانسته در آن كه وجود هر يك را غايتى هست ، و غايت بعضى بعد از غايت بعضى است ، هر كه او را چنين داند بايد كه او را در ماهيت نيز با ممكنات شريك داند ، پس ماهيت او مركب باشد و او صاحب اجزاء باشد ، و هر كه او را صاحب اجزاء داند ، پس وصف كرده است او را به صفات لازمهء امكان و عجز و احتياج ، و هر كه خدا را چنين داند پس به تحقيق كه او متحد شده است در ذات و صفات خدا . و وجه ديگر : محتمل است كه مراد آن باشد كه هر كه براى وجودش نهايتى قرار داد ، پس او را جسم يا جسمانى و صاحب حدود و نهايات دانسته ، بنا بر آن كه مجردى به غير حق تعالى نمىباشد ، چنانچه مختار اكثر متكلمان شيعه است ، و بنا بر اين تفريع فقرات بعد از اين نمايان‌تر مىشود . و ايضا محتمل است كه غايات مشتق از غايت به معنى علت غائى باشد ، يا به معنى علت حقيقى كه سلسلهء علل به او منتهى مىشوند ، يا معلول به آن منسوب مىگردد ، پس بنا بر اول مفادش آن خواهد بود كه هر كه حكم كند كه وجود حق تعالى را نهايتى هست ، پس وجود او را معلق به فايده و مصلحتى ساخته ، مانند ساير ممكنات كه بعد از انقضاى مصلحت وجود ايشان متغير و معدوم مىشوند ، و هر كه او را چنين داند ، پس وجودش را زائد بر ذات دانسته است ، و اين است معنى صاحب اجزاء دانستن ، و هر كه او را صاحب صفات
بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 24 | العلامة المجلسي / سيد مهدى رجائى