و چون آن ناقص است بايد شنبه اول ماه ذى القعده باشد ، و چون آن تمام است بايد پنجشنبه اول ماه ذى الحجّه باشد ، و چون آن ناقص است بايد جمعه اول ماه محرم باشد ، و چون آن تمام است بايد يكشنبه اول ماه صفر باشد ، و چون آن ناقص است بايد دوشنبه اول ماه ربيع الاول باشد .
و چون آن تمام است بايد چهارشنبه اول ماه ربيع الثانى باشد ، و چون آن ناقص است بايد پنجشنبه اول ماه جمادى الاولى باشد ، و چون تمام است بايد سهشنبه اول ماه شعبان باشد ، و چون ناقص است بايد چهارشنبه اول ماه مبارك رمضان باشد و آن پنجم شنبه است كه اول ماه رمضان سابق بود .
و در سال كبيسه چون ماه ذى القعده و ذى الحجّه را هر دو تمام مىگيرند اول ماه رمضان آن سال بايد موافق ششم ماه رمضان سابق باشد .
مثلا در فرضى كه در سابق ذكر كرديم اگر در سال كبيسه باشد و ذى الحجّه را تمام بگيريم شنبه اول ماه محرم خواهد بود و به همان نحو ماههاى بعد را يكى تمام و يكى ناقص بگيريم ، اول ماه رمضان پنجشنبه خواهد بود ، و آن نسبت به شنبه كه اول ماه رمضان سابق است ششم خواهد بود .
و احاديث بر اين مضمون بسيار است ، چنان كه كلينى رحمه اللّه از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده است كه ايام سال سيصد و شصت روز بود و حق تعالى دنيا را در شش روز خلق كرده و شش روز را از سال بيرون كرد سيصد و پنجاه و چهار روز ماند ، شعبان هرگز تمام نمىشود ، و شوال بيست و نه روز است ، و ذو القعده سى روز است ، زيرا كه خدا فرموده است وعده داديم
بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 405
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٠٥