به رؤيت ساخته است كه همهء خلق در آن مساوىاند ، و بسا باشد كه عوام زودتر و بهتر از خواص بينند .
و به اين سبب بناى اكثر احكام شرعيه را بر ماههاى قمرى و سير قمر گذاشتهاند ، مانند مواليد حضرت رسول و ائمه صلوات اللّه عليهم و روز غدير و روز مباهله و امثال اينها .
و رعايت درجهء آفتاب را نكردهاند ، زيرا كه اگر بر آن مبتنى مىساختند بر اكثر خلق مخفى مىبود ، و بايست رجوع كنند به منجمان ماه را ، و زحمت بسيار در استعلام آنها بكشند چنان كه در مواليد پادشاهان عظيم الشأن مهرهء منجمان استعلام مواليد ايشان مىنمايند و بر اكثر خلق مخفى است .
و در ابتناى اكثر امور بر حركت قمر نكتهء نجومى نيز مىتوان گفت كه چون قمر اقرب كواكب است به زمين ، و تعلقش به اهل زمين زياده از كواكب ديگر است ، لهذا آن را اعتبار كردهاند به خلاف مواليد شريفهء سلاطين با وقر و تمكين كه چون نسبت ايشان به آفتاب از جهت عموم فوائد و آثار و شمول منافع و فوائد نسبت به هر ديار و جهات بسيار ديگر كه منجمان ذكر كردهاند زياده از كواكب ديگر است ، لهذا در مواليد ايشان درجهء آفتاب را اعتبار كردهاند ، و اين وجه مبتنى است كه فقير را در اين باب به خاطر رسيده است .
مقصد دوم در بيان حساب عدد و كبيسه است
بدان كه ابتداى سال عرب را از ماه محرم مىگيرند ، و چون قاعدهء اهل حساب آن است كه كسرى كه زياده از نصف باشد تمام حساب مىكنند و حركت وسطى كه قمر در هر ماه بيست و نه روز