مملوك را به كفارهء آن عمل آزاد كند ، و اين احوط است . و اگر او را بكشد به عمد كفارهء جمع مىدهد ، و اگر به خطا بكشد كفارهء قتل خطا مىدهد ، و واجب است كه قيمت آن غلام را تصدق كند بنا بر مشهور .
هفدهم : كسى كه روزهء ماه رمضان را افطار كند به سبب بيمارى ،
اگر تا ماه رمضان ديگر بيمار باشد اشهر و اقوا آن است كه قضا ساقط مىشود ، و براى هر روز يك مد يا دو مد طعام مىدهد على الخلاف ، و بعضى گفتهاند قضا مىكند . و ابن جنيد رحمه اللّه گفته است احتياطا هر دو را مىكند .
و اگر در ما بين دو رمضان آزارش بر طرف شود و قادر بر روزه باشد و بدون عذرى تأخير كند تا آن كه ماه رمضان ديگر بيايد ، اشهر و اقوا آن است كه بعد از ماه رمضان هم قضا مىكند ، و هم براى هر روز يك مد يا دو مد مىدهد . و بعضى كفاره را واجب ندانستهاند .
و بعضى گفتهاند كفاره در صورتى است كه عزم بر قضا نداشته باشد ، اگر عازم بر قضا باشد و بعد از تنگ شدن وقت بيمارى يا عذر ديگر عارض شود قضا بايد كرد و كفاره لازم نيست ، و قول اول قوىتر است .
هجدهم : نوادر كفارات است .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه كفارهء عمل سلطان قضاى حوائج مؤمنان است ، و كفاره به سبب آن است كه براى آن شخصى كه او را غيبت كرده است استغفار كند .
و كفارهء مجلس آن است كه چون از مجلس برخيزد بگويد :
« سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ