كردهاند ، و بعضى دو جامه لازم مىدانند ، و بهتر آن است كه پيراهن و قبا بدهد يا قبا و بالاپوش ، و بهتر آن است كه نو باشند ، و جامهء طفل را بهتر آن است كه به رخصت ولى بر او به پوشاند .
پنجم : هرگاه از عتق رقبه عاجز شود و شروع كند در روزه ، و بعد از آن قادر شود بر بنده آزاد كردن روزه او را مجزى است ،
و بهتر آن است كه ترك كند روزه را و بنده آزاد كند ، خصوصا هرگاه كمتر از يك ماه و يك روز روزه داشته باشد .
و جمعى از اصحاب قائل شدهاند كه هرگاه بر كسى دو ماه متوالى روزه واجب شود و عاجز باشد از گرفتن آن هجده روز روزه مىدارد ، و اگر نتواند براى هر روز مدى از طعام ، و اگر نتواند استغفار مىكند ، و اشهر و اقوا آن است كه از هر كفاره كه عاجز شود استغفار بدل آن مىشود ، مگر كفارهء ظهار كه بعضى گفتهاند كه تا كفاره ندهد وطى زن بر او حلال نمىشود هر چند عاجز باشد ، و اگر بعد از عجز و استغفار بر كفاره قدرت بهم رساند احوط آن است كه باز كفاره را به عمل بياورد .
به اينجا ختم كردم رساله را و الحمد للّه اولا و آخرا ، و صلى اللّه على محمد و آله الطاهرين ، و كتبه مؤلفه الحقير محمد باقر بن محمد تقى في شهر صفر ختم بالخير و الظفر لسنة احدى و تسعين بعد ألف .