رَبِّ الْعالَمِينَ »
و كفارهء خنده آن است كه بگويد : « اللهم لا تمقتني » يعنى : خداوندا مرا دشمن مدار و بر من غضب مكن .
و اما احكام كفارات مذكوره ،
پس در چند فصل بيان مىشود :
اول : هرگاه بنده بايد آزاد كرد در كفارهء قتل مىبايد آن بنده مؤمن باشد
و در باقى كفارات خلاف است ، و احوط رعايت ايمان است . و در كفارهء قتل احوط آن است كه بالغ باشد ، و در غير آن مرد و زن و بالغ و نابالغ مجزى است .
و بايد كه آن بنده كور و صاحب خوره و زمينگير نباشد ، و مولى جراحتى به او نرسانيده باشد كه موجب عتق او باشد . و بعضى گفتهاند كه بايد خصى و لال و كر نباشد و ولد الزنا نباشد ، و مشهور آخر است ، و احوط ترك است ، و غلام گريخته را مشهور آن است كه آزاد مىتوان كرد تا علم به مرگش بهم نرسد ، و بعضى شرط كردهاند كه خبرى از او رسد ، و بعضى شرط كردهاند كه ظن حيات او باشد .
دوم : در كفارهء مرتبه ، تا از بنده آزاد كردن عاجز نشود به روزه منتقل نمىشود
و هر جا كه روزهء دو ماه باشد مىبايد متوالى بگيرد ، و توالى به يك ماه و يك روز كه متصل بگيرد به عمل مىآيد ، به اين معنى كه اگر بعد از آن بدون عذر افطار كند نبايد از سر بگيرد ، و آيا تفريق جايز است بىعذرى يا حرام است ؟ اول اظهر است و ثانى احوط .
و اگر پيش از يك ماه و يك روز بىعذر افطار كند از سر مىگيرد ، و اگر به عذرى باشد مانند حيض و نفاس و بىهوش و ديوانگى و بيمارى و سفر ضرورى ، بعد از زوال عذر بنا مىگذارد و تمام مىكند ، و همچنين اگر مجبور شود در افطار روزى بنا بر