اقوا . و هر جا كه كفارهء دو ماه متوالى باشد ، اگر كفاره دهنده بنده باشد يك ماه پىدرپى مىگيرد على الاقوى .
سوم : هر جا كه اطعام لازم شود مشهور آن است كه به هر يك آن قدر طعام بخوراند كه سير شود ،
و بهتر آن است كه نان خورشى با نان ضم كند ، مانند خرما يا گوشت يا سركه . و بعضى گفتهاند مىبايد چاشت و شام هر دو به هر مسكين بخوراند آن قدر كه سير شوند ، و احوط اين است اگر چه اظهر آن است كه به يك وقت اكتفا توان نمود .
و اگر خواهد طعام را به مسكين مىتوان داد ، و در مقدار آن خلاف است ، بعضى يك مد گفتهاند ، و بعضى دو مد ، و احوط دو مد است ، و احوط آن است كه با آن نان خورشى نيز بدهد ، چنانچه بعضى واجب دانستهاند ، و در طعام دادن كوچك و بزرگ تفاوت نمىكند ، احوط آن است كه حصهء اطفال را به ولى شرعى ايشان بدهد ، و اگر طعام خوراند ظاهرا صغير و كبير را با هم تواند ضم كرد ، و اگر دو طفل را به جاى يك مرد حساب كند احوط است .
و در يك كفاره دو حصه را به يك مسكين نمىتوان داد ، مگر آن كه مستحق يافت نشود ، و احوط آن است كه تا ممكن باشد به غير مؤمن ندهد ، و به پريشان بسيار پريشان بدهد كه مسكين بر او صادق باشد ، و مد چهار يك صاع است ، و صاع يك من تبريز و چهارده مثقال و ربع است بنا بر مشهور ، و چون در احاديث اختلافى در تحديد صاع و مد هست احوط آن است كه به جاى دو مد نيم من شاه تقريبا بدهد .
چهارم : در جائى كه كسوت بايد داد ، در زن پيراهن و مقنعه با هم مجزى است ،
و در مرد بعضى به يك جامه مانند پيراهن اكتفا