ماه رمضان است ، و اگر تعلق به غير روزه داشته باشد ، كفارهاش كفارهء قسم است ، و اين قول خالى از قوتى نيست ، و أحوط كفارهء ماه رمضان است مطلقا .
هفتم : كفارهء عهد است
كه با خدا كرده باشد كه امر راجحى يا غير مرجوحى را به عمل آورد ، يا ترك كند امر غير راجحى يا مرجوحى را و مخالفت آن عهد نمايد . و در كفارهاش مانند كفارهء نذر خلاف است ، و احوط آن است كه در نذر مذكور شد .
هشتم : قسم خوردن به عنوان بيزارى از خدا و رسول و ائمه هدى عليهم السلام است ،
و در حرام بودن چنين قسمى خلافى نيست ، و ليكن در وجوب كفاره به چنين قسمى ياد كردن خلاف است . بعضى گفتهاند كه كفارهاش كفارهء ظهار است ، اول بنده آزاد كردن ، و با عجز از آن دو ماه روزه داشتن ، و با عجز از آن شصت مسكين اطعام كردن ، و اگر عاجز شود سه روز متوالى روزه بدارد . و بعضى گفتهاند كفارهاش كفارهء نذر است .
و ابن بابويه گفته است سه روز روزه بدارد و ده مسكين را طعام بدهد . و بعضى گفتهاند گناه كرده است و كفاره ندارد .
و در حديث صحيح وارد شده است كه صفار به حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام نوشت كه مردى سوگند ياد كرد به بيزارى از خدا و رسول و مخالفت كرد ، توبه و كفارهء او چيست ؟
حضرت فرمودند : ده مسكين را طعام مىدهد ، هر مسكينى را يك مد ، و طلب آمرزش مىكند از خدا « 1 » .
و بعضى از علما به اين مضمون قائل شدهاند و خالى از قوتى نيست .
و أيضا خلاف كردهاند كه اين كفاره براى اصل سوگند خوردن
هامش
( 1 ) فروع كافى 7 / 461 ، ح 7 .